چرا تهرانیها با شروع دوباره جنگ واکنشی متفاوت از «حملات ۱۲روزه» نشان دادند؟
چرا تهران خالی نشد؟
چرا تهرانیها با شروع دوباره جنگ واکنشی متفاوت از «حملات ۱۲روزه» نشاندادند؟ «دنیایاقتصاد» ۵ دلیل را بررسی میکند. تهرانیها برخلاف جنگ ۱۲روزه که در همان ۳ روز اول درگیریها «پایتخت» را تقریبا تخلیه کردند، اینبار رفتار نسبتا متفاوتی از خود نشاندادند.
گزارش خبرنگار «دنیایاقتصاد» از نبض زندگی در تهران زیر تهدید پرتابههای جنگی طی بیشاز ۳ روز گذشته حاکی است، اکثریت تهرانیها کماکان هستند و شهر را ترک نکردهاند. پرند و پردیس هم که در روزهای خرداد و تیر امسال با شوک تهرانیها از جنگ، ناگهان تغییر چهره داد و به «پایتختهای ۲ و ۳» شبیه شد، در روزهای گذشته شلوغ نشد.
خیابانهای پرند در جنگ قبلی شبیه خیابانهای بالای شهر پایتخت شد و اجارههای روزانه واحدهای مسکونیمهر در این شهر حومهای «رونق شدید» گرفت. در پردیس هم، وضعیت آن ایام شلوغتر از پرند بود.جمعیت مهمان(موقت) در پرند و پردیس را میتوان بهراحتی از شاخص «پارکینگهای محوطهای» تشخیص داد. امروز برخی اهالی این دو کانون مسکنمهر میگویند؛ تراکم خودرو در «پارکینگهای محوطهای» ساختمانهای مسکونی مثل هفتههای گذشته است و چندان افزایش پیدا نکردهاست.
البته هیچ آمار رسمی از حجم سفرهای خروجی از جادههای با مبدأ تهران همچون آزادراه شمال و... منتشر نشده و حتی سامانه ۱۴۱ وابسته به وزارت راه و شهرسازی که گزارشهای روزانه ترافیکی از جادهها براساس دستگاههای ترددشمار خودروها را منتشر میکند، از دسترس خارج شدهاست.
با اینحال مشاهدات در سطح کوچه و محلههای پایتخت و همچنین تحقیقات میدانی «دنیایاقتصاد» براساس شاخصهای مختلف شهری از جمله «چراغهای شبانه» خانهها و رفتوآمدهای روزانه در سطح شهر حاکی است، «در حالیکه اینبار شدت حملات هوایی به تهران، دستکم در برخی ساعات روز و شب، بیشتر از دوره جنگ ۱۲روزه احساس میشود، اما عمده تهرانیها تمایلی به سفر ندارند و به ۵ دلیل ترجیح میدهند تهران بمانند.»
چرا تهران «خالی» نشد؟
حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به تهران از صبح روز شنبه هفتهگذشته شروع شد؛ آن روز فعالیتها در همه سطوح شغلی ادامه پیدا کرد اما روز بعد با انتشار خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، یک هفته تعطیلی عمومی مصوب و اعلام شد.
هر چند در ابتدای هفته خبرهای جادهای از «ترافیک سنگین در جادههای شمال» حکایت داشت اما تجربههای چندینساله «قفلشدگی مسیرهای منتهی به شمال» میگوید، این ترافیک الزاما بهمعنای «خروج سنگین و عظیم تهرانیها از شهر» نیست، ضمن آنکه در کنار این واقعیت، پارامترهای شهری دیگری همچون «خودروهای مستقر در پارکینگ ساختمانهای مسکونی»، «حجم نسبی حضور شهروندان در مغازهها و فروشگاههایی که باز هستند»، «میزان تردد خودرو در خیابانها و بزرگراههای شهر» و...، همان واقعیت را به نوع دیگری تاییدشده رسمی میکند.
برآوردهای جنگ ۱۲روزه نشان میداد که حدود دو سوم جمعیت شبانه تهران –ساکنان پایتخت- شهر را ترک و عمدتا به استانهای شمالی سفر کردهاند تا اوضاع عادی شود؛ چیزی نزدیک به ۶میلیون نفر که البته آنجا هم آمار رسمی، این رقم را نه تایید کرد و نه تکذیب. به هر ترتیب شواهد کنونی اما گویای آن است که سفررفتههای این جنگ تا این لحظه به شکل قابلتوجهی کمتر از جنگ نیمه اول امسال بودهاند.
تهرانیها در این دوره جنگ بهنوعی بهخاطر مجموعهای از «شرایط اقتصادی» و «تجربه جنگ قبلی»، ناگزیر شدهاند تهران ماندن را انتخاب کنند. اولین پاسخی که سفرنرفتهها در تهران درباره علت این تصمیمشان اعلام میکنند، «جیب خالی» است.
تجربه آنها در «خروج از تهران» حین جنگ ۱۲روزه بهگونهای بود که مجبور شدند «چندبرابر هزینههای زندگی روزانه و هفتگی در شرایط طبیعی در شهر اصلی محل اقامت»، در آن ایام بابت خرید خوراکی و مواد مصرفی غیرخوراکی در مقصد سفر، پول خرج کنند.
جهشهای تورمی پیدرپی در ماههای اخیر، توان محدود هزینهکرد خانوارها برای تامین سبد کالاهای مصرفی را نسبت به خرداد و تیتر امسال – مقطع جنگ ۱۲روزه- محدودتر کردهاست؛ این احتمالا مهمترین فاکتور در بین ۵ عامل دیگر بوده که شهروندان را وادار کرده در شهر بمانند.
در عینحال برداشت برخی دیگر از تهرانیها از حملات این روزها احتمالا درگیریهایی با جنس متفاوت از «جنگ شهری» است که این نیز بهنوعی روی این تصمیم تاثیر گذاشتهاست.
ورود چندمیلیون نفری مسافر به شهرها و روستاهای مازندران و همچنین گیلان طی دوره جنگ ۱۲ روزه منجر به نایابشدن یکسری مواد غذایی و مصرفی شد و حتی در روزهای اولیه مسافرتها برای ساعاتی و روزهایی، دسترسی به سوخت خودروها نیز با اختلال سنگین روبهرو شدهبود. همان تجربههای گران، امروز بهعنوان دلیل سوم انتخاب هرچند اجباری «ماندن در تهران»، بهجای «رفتن از تهران» مطرح است.
اما یک دلیل چهارمی هم وجود دارد که وزن آن روی این تصمیم دستکمی از عوامل مطرحشده ندارد؛ «ترس از تخریب خانه.» روایتهایی که حادثهدیدگان جنگ قبلی درباره «تخریبهای جزئی یا شدید» ساختمانها در محافل خانوادگی مطرح کردند، در جنگ کنونی روی رفتار شهروندان تاثیر گذاشتهاست. خیلی از شهروندان تهرانی حاضر نیستند این روزها خانه خود را ترک کنند؛ نه سفر میروند و نه اینکه حتی چند خانوادهای برای ساعاتی از روز یا شب در یک خانه دور هم جمع میشوند.
جنبههای روانی این رفتار قابلتحلیل توسط متخصصان است اما تهرانیها نگران «عدمحضور در محل هنگام اصابت احتمالی بمب یا موشک» هستند؛ اینکه اگر خانهشان آسیب ببیند و آنها کیلومترها دور باشند چه اقدامی میتوانند برای تسلط سریع بر خانه و اموالشان انجام دهند. هرچند همین انتخاب نیز اضطرابهای خاص خود را دارد و اما دلیل پنجم خالینشدن تهران، برداشتی است که برخی شهروندان از طول دوره جنگ و مدت زمان تعطیلیها دارند.