مدیریت ارز در بحران + فایل صوتی

مروری بر تجربه کشورهایی که با بحران‌های ارزی بزرگ مواجه شده‌اند، مانند بحران مالی ۱۹۹۷ در آسیا، بحران بدهی آرژانتین و تحولات اقتصادی پس از جنگ اوکراین، نشان می‌دهد بانک‌های مرکزی معمولا از مجموعه‌ای از ابزارهای مکمل به شرح زیر استفاده می‌کنند: 

۱. مداخله هدفمند در بازار ارز: یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای بانک مرکزی برای کنترل نوسانات ارزی مداخله مستقیم در بازار ارز است. در این روش، بانک مرکزی با فروش یا خرید ارز خارجی تلاش می‌کند تعادل عرضه و تقاضا را در بازار برقرار کند. در شرایطی که تقاضا برای ارز افزایش پیدا می‌کند، بانک مرکزی می‌تواند با فروش ارز از ذخایر خود، عرضه بازار را افزایش دهد و از جهش شدید نرخ ارز جلوگیری کند. در مقابل، زمانی که ارز بیش از حد وارد بازار می‌شود، بانک مرکزی با خرید آن می‌تواند از کاهش شدید نرخ ارز جلوگیری کند. با این حال تجربه جهانی نشان می‌دهد مداخله در بازار ارز زمانی موثر است که هدف آن مدیریت نوسانات باشد، نه تثبیت مصنوعی یک نرخ مشخص. دفاع طولانی‌مدت از یک نرخ غیرواقعی معمولا باعث کاهش سریع ذخایر ارزی و متعاقب آن شوک‌ها و نوسانات شدید می‌شود. به همین دلیل بسیاری از بانک‌های مرکزی از سیاستی موسوم به شناور مدیریت‌شده استفاده می‌کنند؛ یعنی اجازه می‌دهند نرخ ارز بر اساس شرایط بازار تغییر کند، اما در زمان نوسانات شدید وارد عمل می‌شوند.

۲. استفاده از سیاست نرخ بهره برای کنترل تقاضای ارز: یکی از ابزارهای مهم بانک‌های مرکزی برای مدیریت بازار ارز، تنظیم نرخ بهره است. افزایش نرخ بهره می‌تواند باعث کاهش تقاضا برای ارز خارجی شود. زمانی که نرخ بهره داخلی افزایش می‌یابد، نگهداری دارایی‌های مالی به پول ملی جذاب‌تر می‌شود. در نتیجه بخشی از سرمایه‌هایی که ممکن است به سمت خرید ارز خارجی حرکت کنند، در سیستم مالی داخلی باقی می‌مانند. این سیاست در بسیاری از کشورها برای مقابله با فشارهای ارزی استفاده شده است. برای مثال در برخی دوره‌‌های بحران ارزی در ترکیه، بانک مرکزی با افزایش قابل توجه نرخ بهره تلاش کرد از سقوط ارزش پول ملی جلوگیری کند؛ البته استفاده از این ابزار محدودیت‌هایی نیز دارد. افزایش بیش از حد نرخ بهره می‌تواند باعث کاهش سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی شود. بنابراین بانک‌های مرکزی موفق تلاش می‌کنند تعادل مناسبی میان ثبات ارزی و رشد اقتصادی برقرار کنند.

۳. ایجاد و مدیریت ذخایر ارزی: ذخایر ارزی یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های بانک مرکزی در مدیریت بحران‌های ارزی محسوب می‌شود. کشورهایی که ذخایر ارزی بیشتری دارند، در زمان بحران توانایی بیشتری برای مداخله در بازار ارز دارند. بانک‌های مرکزی موفق معمولا در دوره‌های ثبات اقتصادی تلاش می‌کنند، ذخایر ارزی قابل توجهی ایجاد کنند تا در زمان بحران بتوانند از آن استفاده کنند. این ذخایر می‌تواند شامل ارزها، طلا و دارایی‌های مالی بین‌المللی باشد. برای مثال بسیاری از کشورهای آسیایی پس از تجربه بحران ارزی سال1997 تصمیم گرفتند ذخایر ارزی خود را به‌طرز قابل توجهی افزایش دهند. این اقدام باعث شد در بحران‌های بعدی توانایی بیشتری برای مدیریت بازار ارز داشته باشند. با این حال ذخایر ارزی نیز یک منبع محدود است. استفاده نادرست از آن برای دفاع از نرخ‌های غیرواقعی می‌تواند به سرعت این ذخایر را کاهش دهد و بحران را تشدید کند.

4. کنترل موقت جریان سرمایه: در برخی شرایط بحرانی، خروج سریع سرمایه از کشور می‌تواند فشار شدیدی بر بازار ارز وارد کند. در چنین شرایطی برخی بانک‌های مرکزی اقدام به اعمال کنترل‌های موقت بر جریان سرمایه می‌کنند. این کنترل‌ها ممکن است شامل موارد زیر باشد: 

محدودیت انتقال ارز به خارج از کشور

سقف برای خرید ارز توسط اشخاص

نظارت بیشتر بر تراکنش‌های ارزی

محدودیت‌های موقت برای برخی سرمایه‌گذاری‌های خارجی.

اگرچه در شرایط عادی، آزادی جریان سرمایه توصیه می‌شود، اما تجربه برخی کشورها نشان داده است که در شرایط بحران شدید، کنترل‌های موقت می‌تواند از فرار گسترده سرمایه جلوگیری کند. در بحران مالی آسیا، برخی کشورها برای مدت کوتاهی چنین محدودیت‌هایی اعمال کردند تا فرصت لازم برای اصلاحات اقتصادی فراهم شود.

۵. مدیریت انتظارات و ارتباط موثر با بازار: یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدرن بانک‌های مرکزی، مدیریت انتظارات بازار است. در بسیاری از موارد، نوسانات شدید ارزی نه به‌دلیل کمبود واقعی ارز، بلکه به‌دلیل نگرانی و نااطمینانی در میان فعالان اقتصادی ایجاد می‌شود. بانک‌های مرکزی موفق تلاش می‌کنند با ارتباط شفاف و منظم با بازار، این نااطمینانی را کاهش دهند. این ارتباط می‌تواند شامل موارد زیر باشد: 

انتشار منظم گزارش‌های اقتصادی

اعلام اهداف و چارچوب سیاست پولی

ارائه چشم‌انداز اقتصادی

توضیح تصمیمات سیاستی به‌صورت شفاف.

این رویکرد که در ادبیات اقتصادی به راهنمایی آینده‌نگر معروف است، در بسیاری از بانک‌های مرکزی پیشرفته مانند بانک مرکزی اروپا به‌کار گرفته می‌شود. شفافیت سیاستی باعث می‌شود فعالان اقتصادی بتوانند رفتار آینده بانک مرکزی را بهتر پیش‌بینی کنند و در نتیجه از رفتارهای هیجانی در بازار ارز کاسته شود.

۶. هماهنگی سیاست پولی و مالی: یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت بانک‌های مرکزی در مدیریت بازار ارز، ایجاد هماهنگی در سیاست‌های پولی و مالی دولت است. اگر سیاست‌های مالی دولت با اهداف بانک مرکزی هماهنگ نباشد، کنترل بازار ارز بسیار دشوار خواهد شد. برای مثال اگر دولت با کسری بودجه بزرگ مواجه باشد و این کسری از طریق افزایش پایه پولی تامین شود، حجم نقدینگی در اقتصاد افزایش می‌یابد. این نقدینگی می‌تواند به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ ارز شود. بنابراین بانک‌های مرکزی موفق معمولا در چارچوب یک هماهنگی نهادی با دولت فعالیت می‌کنند تا سیاست‌های پولی و مالی در جهت یک هدف مشترک حرکت کنند.

۷. توسعه بازارهای مالی و ابزارهای پوشش ریسک ارزی: در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، فعالان اقتصادی می‌توانند از ابزارهای مالی مختلف برای پوشش ریسک نوسانات ارزی استفاده کنند. این ابزارها شامل قراردادهای آتی، اختیار معامله و سایر مشتقات ارزی است. وجود چنین بازارهایی باعث می‌شود شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران بتوانند ریسک نوسانات ارز را مدیریت کنند و در نتیجه نیاز کمتری به خرید ارز در بازار نقدی داشته باشند. بانک‌های مرکزی در برخی کشورها نقش مهمی در توسعه این بازارها ایفا دارند. ایجاد بازارهای مشتقه ارزی می‌تواند به کاهش نوسانات شدید در بازار ارز کمک کند.

۸. اشتباهاتی که نباید تکرار شوند: مدیریت بازار ارز در شرایط جنگی یا بحران اقتصادی نیازمند مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ و واقع‌بینانه است. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌های ارزی نه به‌دلیل کمبود مطلق منابع ارزی، بلکه به‌دلیل خطاهای سیاستی تشدید شده‌اند.

اشتباهات رایج در این حوزه عبارتند از: 

۱. تثبیت مصنوعی نرخ ارز بدون پشتوانه اقتصادی

۲. ایجاد نظام چندنرخی ارز

۳. نادیده گرفتن نقش انتظارات و اعتماد عمومی

۴. تمرکز صرف بر بازار ارز و بی‌توجهی به سیاست‌های کلان اقتصادی

۵. اعمال محدودیت‌های شدید و ناگهانی بدون برنامه خروج

۶. دخالت شتابزده در تصمیمات و مدیریت بازار با هدف نتایج فوری.

نحوه تاثیر تصمیمات اشتباه فوق بر محیط اقتصادی را به‌صورت مشروح در فرصت بعدی توضیح خواهم داد؛ ولی به‌صورت خلاصه می‌توان گفت درس اصلی تجربه‌های تاریخی این است که کنترل پایدار بازار ارز تنها از طریق سیاست‌های اقتصادی منسجم، شفافیت در تصمیم‌گیری و ایجاد اعتماد عمومی امکان‌پذیر است. دولت‌هایی که توانسته‌اند این اصول را رعایت کنند؛ حتی در شرایط جنگ یا بحران نیز موفق شده‌اند از بی‌ثباتی شدید در بازار ارز جلوگیری کنند.

* رئیس کل سابق بانک مرکزی

حجم فایل صوتی:14.86M | مدت زمان فایل صوتی :00:10:48