تریتا پارسی: آمریکا کنترل جنگ را از دست داده/ ترامپ به روایتی نیاز دارد که در آن خود را پیروز اعلام کند/ تحولات ۲۴ ساعت گذشته ممکن است نقطه عطفی در این جنگ باشد
تریتا پارسی عنوان کرد:
تشدید تنش از سوی اسرائیل و ایالات متحده با حمله به میدان پارس (مشترک بین ایران و قطر) و حملات به عسلویه؛ پاسخ تلافیجویانه و گسترده ایران به تأسیسات نفت و گاز در عربستان، قطر و فراتر از آن که باعث جهش قیمت نفت شد؛ مورد هدف قرار گرفتن نزدیک یک فروند F۳۵ توسط ایران؛ و افشاگریهای وزیر بسنت مبنی بر اینکه ایالات متحده ممکن است برای کاهش قیمتها، تحریم نفت در حال ترانزیت ایران را لغو کند.
همانطور که در روز چهارم گفتم، ایالات متحده کنترل این جنگ را از دست داده است. آنها «نقشه الف» داشتند، اما هیچ «نقشه ب» در کار نبود.
نقشه الف زمانی فروپاشید که مشخص شد ترور آیتالله خامنهای نه منجر به فروپاشی حکومت شد و نه تسلیم آنها.
در نتیجه، ایالات متحده بیش از پیش اجازه میدهد اسرائیلیها افسار کار را در دست بگیرند، صرفاً به این دلیل که آنها برنامهای دارند؛ هرچند برنامه آنها در خدمت منافع آمریکا نیست (اسرائیلیها میخواهند جنگ را طولانی کنند تا کل زیرساختهای صنعتی ایران را نابود کنند، بدون توجه به آنچه بر سر بازارهای انرژی، ریاستجمهوری ترامپ و امنیت کل منطقه میآید).
حمله اسرائیل به میدان پارس که با هماهنگی آمریکا انجام شد، از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا وعدهای را که ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۵ به قطر داده بود، نقض کرد؛ اینکه دیگر به اسرائیل اجازه حمله به قطر داده نخواهد شد.
اما از آنجا که آن میدان گازی بین ایران و قطر مشترک است، این اقدام در واقع حمله به قطر و همچنین ایران بود، آن هم با هماهنگی آمریکا.
همین موضوع — و تأثیر آن بر بازارهای انرژی — میتواند توضیح دهد که چرا ترامپ در شبکههای اجتماعی اسرائیل را مسئول این حمله دانست و آنها را علناً از حمله بیشتر به میدانهای انرژی منع کرد.
تریتا پارسی عنوان کرد: همه نشانهها حاکی از آن است که ترامپ «بله» را بهعنوان پاسخ نخواهد پذیرفت. اینکه او بهزودی جنگی انتخابی را آغاز خواهد کرد.
اما اظهارات بسنت درباره رفع تحریم نفت ایران در آبها، مهمترین بخش ماجراست.
اگرچه این کار عمدتاً برای پایین آوردن قیمت نفت انجام میشود، اما به نظر میرسد که ما از روی ناچاری وارد قلمرو «تخفیف تحریمی» شدهایم.
چند روز پیش نوشتم که بعید است تهران حتی در صورت خروج آمریکا و اعلام پیروزی، به جنگ پایان دهد.
ایران برای اولین بار در سالهای اخیر اهرم فشاری به دست آورده و به دنبال معامله با آن خواهد بود.
ایران علناً خواستار بستن پایگاههای آمریکا، دریافت غرامت و لغو تحریمها شده است تا شلیک به اسرائیل را متوقف کرده و تنگه را باز کند.
مورد اول ممکن است به مرور زمان رخ دهد و مورد دوم بسیار بعید است، اما مورد سوم — یعنی لغو تحریمها — با بالا رفتن هزینههای جنگ و انتحاریتر شدن استراتژیهای تشدید تنش برای ترامپ، ممکن است محتملتر شود.
همانطور که توضیح دادم، بازگشت به وضعیت موجودِ پیش از جنگ برای تهران غیرقابل قبول است؛ زیرا ایران نه تنها در وضعیتی تضعیف شده قرار خواهد گرفت، بلکه به دلیل نابود شدن مسیرهای رفع تحریم، در وضعیت ضعف مداوم باقی میماند.
تهران معتقد است اگر ایران بیش از این ضعیف شود، تنها باعث دعوت به تجاوز بیشتر از سوی آمریکا و اسرائیل خواهد شد؛ چرا که همان تصور غلط از ضعف ایران بود که در وهله اول «پنجره فرصت» را برای حمله به ایران ایجاد کرد. در نتیجه، رفع تحریمها ضرورتی است برای اطمینان از اینکه جنگ دوباره آغاز نمیشود.
اما اینجا جایی است که ممکن است ایران دچار اشتباه محاسباتی شود.
ترامپ ممکن است هنوز به نقطهای نرسیده باشد که هزینه ادامه جنگ آنقدر بالا برود که او معافیتهای تحریمی را به کشورهای منتخب پیشنهاد دهد تا موافقت ایران را برای باز کردن تنگه و پایان جنگ جلب کند.
او احتمالاً تنها زمانی به آن نقطه میرسد که مشخص شود بدنه رأیدهندگانش (پایگاه اجتماعی او) به طور جدی شروع به مخالفت با جنگ کردهاند.
در آن مرحله، ترامپ با کمبود وقت مواجه خواهد شد.
او به روایتی نیاز دارد که در آن خود را پیروز اعلام کند و پایگاهش نیز آن را باور کند. بدون توانایی متقاعد کردن هوادارانش به اینکه پیروز شده، مزیت پایان دادن به جنگ ممکن است بر هزینه ادامه آن نچربد. و به محض اینکه پایگاه او علیه جنگ موضع بگیرد، توانایی او برای متقاعد کردن آنها به پیروزیاش شروع به افول میکند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.