طلای سیاه در قله 14 ماهه

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد – حمید ملازاده: در نخستین ساعات معاملات هفته و به دنبال تهاجم آمریکا به ایران، بازار جهانی نفت با شوکی کم‌سابقه مواجه شد؛ شوکی که نه‌تنها ناشی از اختلالات فیزیکی در عرضه، بلکه بازتابی از یک ریسک ژئوپلیتیک عمیق و بی‌سابقه در قلب خاورمیانه است.

بهای نفت خام برنت که شاخصی تعیین‌کننده برای قیمت‌گذاری جهانی است، در معاملات روز دوشنبه دوم مارس و به گزارش تارنمای Tradingeconomics تا لحظه تنظیم این خبر، بیش از ۷ درصد جهش کرد و به بالای ۷۸ دلار در هر بشکه رسید؛ سطحی که از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون مشاهده نشده بود.

همزمان نفت وست‌تگزاس اینترمدییت آمریکا نیز به محدوده ۷۲ دلار در هر بشکه رسید و رشد نزدیک به ۷ درصدی را ثبت کرد و این جهش قیمتی در پی حملات کم‌سابقه ایالات متحده و اسرائیل به ایران و تشدید متقابل تنش‌های نظامی رخ داد؛ تحولی که به‌سرعت نگاه معامله‌گران را متوجه یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان کرد: تنگه هرمز.

این آبراه باریک که ایران را از عمان جدا می‌کند، روزانه حدود یک‌پنجم نفت جهان و حجم قابل‌توجهی گاز طبیعی مایع را از خود عبور می‌دهد. هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً به معنای تکانه در تراز عرضه و تقاضای جهانی است.

با وجود آن‌که تهران اعلام کرده این تنگه همچنان باز است، داده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان می‌دهد بیش از ۲۰۰ فروند نفتکش و کشتی حامل LNG در اطراف تنگه هرمز و آب‌های پیرامونی لنگر انداخته‌اند یا مسیر خود را تغییر داده‌اند. شرکت‌های بزرگ کشتیرانی کانتینری نیز برخی مسیرها را به دور دماغه امیدنیک در آفریقا منتقل کرده‌اند؛ تصمیمی که به‌معنای افزایش زمان و هزینه حمل‌ونقل است. در چنین شرایطی، حتی اگر صادرات فیزیکی به‌طور کامل متوقف نشود، «ریسک ادراک‌شده» می‌تواند به اندازه یک اختلال واقعی، قیمت‌ها را بالا نگه دارد.

اصابت پرتابه‌ها به چند نفتکش

در بعد میدانی، حملات موشکی متقابل و اصابت پرتابه‌ها به چند نفتکش در سواحل خلیج فارس، سطح تهدید برای کشتیرانی تجاری را به‌شدت افزایش داده است. گزارش‌ها حاکی از آسیب دیدن حداقل سه نفتکش و کشته شدن یک ملوان است. سازمان بین‌المللی دریانوردی وابسته به سازمان ملل از شرکت‌ها خواسته تا زمان بهبود شرایط، از عبور از منطقه خودداری کنند.

همزمان احتمال کارگذاری مین‌های دریایی در مسیرهای باریک هرمز نیز به‌عنوان سناریویی پرریسک مطرح شده؛ عاملی که در صورت تحقق، نه‌تنها عبور نفتکش‌ها بلکه عملیات بیمه و تأمین مالی تجارت نفت را نیز مختل خواهد کرد.

در بازار بیمه، نشانه‌های اولیه از افزایش ۲۵ تا ۵۰ درصدی نرخ بیمه بدنه کشتی‌ها در خلیج فارس حکایت دارد. بازار بیمه لویدز لندن پیش‌تر ایران و بخش‌هایی از خلیج فارس و دریای عمان را در فهرست مناطق پرریسک قرار داده بود و اکنون انتظار می‌رود «حق بیمه ریسک جنگ» به‌طور معناداری افزایش یابد. این افزایش هزینه، در نهایت در قیمت تمام‌شده نفت تحویلی به پالایشگاه‌های آسیایی و اروپایی منعکس خواهد شد.

تصمیم اوپک پلاس

در سوی دیگر معادله، ائتلاف اوپک پلاس روز یکشنبه اول مارس توافق کرد تولید خود را در ماه آوریل، ۲۰۶ هزار بشکه در روز افزایش دهد؛ افزایشی که پس از سه ماه توقف اجرایی می‌شود اما به‌مراتب کمتر از ارقام ۴۱۱ تا ۵۴۸ هزار بشکه‌ای است که در روزهای گذشته مطرح شده بود. تحلیلگران تأکید می‌کنند که تقریباً همه تولیدکنندگان این ائتلاف – به‌جز عربستان سعودی – نزدیک به ظرفیت حداکثری تولید می‌کنند. بنابراین حتی در صورت فعال شدن ظرفیت مازاد ریاض، اگر مسیرهای حیاتی مانند هرمز دچار اختلال شوند، امکان جبران کامل شوک عرضه وجود نخواهد داشت.

از منظر تحلیلی، بازار اکنون میان سه نیروی متضاد در نوسان است: نخست، ریسک اختلال فیزیکی عرضه در خلیج فارس؛ دوم، ظرفیت مازاد محدود اوپک‌پلاس؛ و سوم، امکان استفاده از ذخایر استراتژیک نفت توسط کشورهای صنعتی. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده تحولات منطقه را به‌دقت رصد می‌کند و در تماس با تولیدکنندگان بزرگ و دولت‌های عضو است. تجربه بحران‌های پیشین نشان می‌دهد در صورت تشدید اختلال، آزادسازی هماهنگ ذخایر استراتژیک می‌تواند نقش ضربه‌گیر کوتاه‌مدت را ایفا کند.

پیش بینی قیمت برنت

بر اساس برآورد برخی مؤسسات مالی، قیمت برنت در هفته جاری می‌تواند در بازه ۸۰ تا ۹۰ دلار نوسان کند. این پیش‌بینی مبتنی بر فرض تداوم تنش‌ها در کوتاه‌مدت و نبود اختلال کامل در صادرات است. با این حال اگر درگیری‌ها به تخریب گسترده زیرساخت‌های صادراتی یا انسداد عملی هرمز بینجامد، سناریوهای سه‌رقمی شدن قیمت‌ها بار دیگر به‌طور جدی روی میز خواهند آمد. در مقابل، اگر طی یک تا دو هفته آینده نشانه‌هایی از مهار تنش یا تغییر در آرایش سیاسی و نظامی منطقه مشاهده شود، بخشی از «پریمیوم ریسک» از قیمت‌ها تخلیه خواهد شد.

در حال حاضر موجودی‌های تجاری قابل مشاهده ذخایر نفت در سطح جهانی معادل حدود ۷۴ روز تقاضای جهانی برآورد می‌شود؛ رقمی نزدیک به میانه تاریخی. این سطح از ذخایر به بازار اجازه می‌دهد برای مدت محدودی شوک عرضه را جذب کند، اما در صورت طولانی شدن بحران، کاهش سریع موجودی‌ها می‌تواند به عاملی افزایشی برای قیمت بدل شود. به بیان دیگر، بازار هنوز وارد فاز کمبود فیزیکی نشده، اما به‌وضوح وارد فاز «نااطمینانی ساختاری» شده است.

افزایش بهای انرژی و تجدید فشار تورمی 

برای اقتصاد جهانی، پیامدهای این تحولات فراتر از نمودار قیمت نفت است. افزایش بهای انرژی در شرایطی رخ می‌دهد که بسیاری از اقتصادهای بزرگ با رشد شکننده و تورم کنترل‌نشده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. جهش قیمت نفت می‌تواند فشار تورمی را تجدید کرده و بانک‌های مرکزی را در مسیر سیاست‌گذاری پولی با چالش تازه‌ای مواجه کند. در آسیا – به‌عنوان بزرگ‌ترین مقصد نفت خلیج فارس – پالایشگاه‌ها و دولت‌ها در حال ارزیابی سطح ذخایر و گزینه‌های جایگزین هستند.

در مجموع، آنچه بازار نفت امروز تجربه می‌کند، صرفاً یک واکنش هیجانی کوتاه‌مدت نیست، بلکه بازتعریف ریسک ژئوپلیتیک در یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان است. تنگه هرمز اکنون نه‌تنها یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه متغیری کلیدی در مدل‌های قیمت‌گذاری نفت شده است. آینده کوتاه‌مدت بازار به دو پرسش اساسی گره خورده است: آیا جریان نفت از خلیج فارس بدون اختلال جدی ادامه می‌یابد؟ و آیا ظرفیت مازاد و ذخایر استراتژیک می‌توانند از تبدیل یک بحران منطقه‌ای به شوک جهانی انرژی جلوگیری کنند؟

پاسخ به این پرسش‌ها در روزها و هفته‌های آینده روشن‌تر خواهد شد، اما آنچه مسلم است این است که بازار نفت وارد مرحله‌ای جدید از حساسیت و شکنندگی شده است؛ مرحله‌ای که در آن هر خبر میدانی، هر حرکت نظامی و هر تصمیم سیاسی می‌تواند به‌سرعت به تابلوی معاملات راه یابد و مسیر قیمت‌ها را تغییر دهد.