این استقلال را نمیشناسیم؛
پلهپله تا معمولی شدن
بله؛ استقلال خلاف برخی مدعیان، همچنان در جام حذفی حضور و در لیگ برتر هم که صدرنشینی مشترک را در اختیار دارد. یعنی روی کاغذ اوضاع به بدی پارسال نیست، اما برای بررسی چنین گزارهای، این نکته را هم در نظر بگیرید آبیها فصل قبل در کل رقابتها ۱۴ شکست را تجربه کردند و امسال در میانه راه، فقط ۶ باخت کمتر از آن دوران فاجعهبار دارند. تیمی که در دو بازی رفت و برگشت به الحسین اردن میبازد، احتمالا شایسته هیچگونه نقد فنی نیست. رقیبی که یکسوم آنها ارزش قیمتی داشت و حتی از پر کردن ورزشگاه ۱۷ هزار نفری هم عاجز بود، از نقاط ضعف استقلال بیشترین استفاده را برد تا پس از سپاهان، دومین نماینده فوتبال ایران در فصل جاری لیگ قهرمانان آسیا (۲) را هم ببرد. توجه کنید در خصوص سطح دوم رقابت باشگاهی قاره صحبت میکنیم و رقبا، الهلال و الاهلی نیستند که تا بن دندان مسلح باشند.
گویی کادرفنی و بازیکنان استقلال محاسبه کردند که این بار میتوانند در رقابتهای بینالمللی به یک افتخار سهلالوصول دست پیدا کنند. ولی نتیجه چنین سادهانگاری همین میشود که استقلال یک بار در مرحله گروهی با دریافت ۷ گل از الوصل بدترین شکست تاریخش را پشت سر میگذارد و بلافاصله پس از صعود به دور حذفی، توسط یک تیم اردنی از مسابقات حذف میشود.
استقلال از آن مکتب دو ستاره با طرفداران میلیونی که حتی در بدترین روزهایش هم شخصیتش را از دست نمیداد، تبدیل به تیمی شده که ناکامیهای یک هفته در میانش، برای هواداران عادی شده و تا میآیند به روزهای خوش دل ببندند، سرخورده میشوند. طلسم آخرین برد آبیپوشان در دربی پایتخت در حال رسیدن به یک دهه است، در ۱۱ سال اخیر فقط یک مرتبه قهرمانی در لیگ برتر را تجربه کردهاند و در میادین آسیایی هم به جز حذفهای زودهنگام، چیزی نصیب استقلال نشده. تصور میشد امسال با این همه بریز و بپاش و حضور سرمربی که دوره قبلیاش یک کار نیمه تمام به جای گذاشته بود، تقدیر روزهای طلاییتری به آبیها نشان بدهد، اما تا الان فقط تعارف و عدم ثبات رقباست که در لیگ برتر، استقلال را مدعی نگه داشته است.
هنوز بارقههایی از درخشش بازیکنان بهخصوص خارجی در ترکیب دیده میشود، اما همان هم با بیتمرکزی سایر نفرات از دست میرود. در خط دفاعی اشتباهات بیشتر شده که کمتر نشده، سه مهاجم نوک تیم روی هم ۶ گل زدهاند و حبیب فرعباسی درون دروازه کاری کرده که همه دلتنگ آدان سالخورده شوند. استقلال در پنجره زمستانی دو مهره مهم یعنی اندونگ و رضاییان را از دست داد و به دلیل عدم تعهد سرپرست مدیرعاملی نسبت به قولی که داده بود، محرومیت جذب بازیکن جدید پابرجا ماند. در اوضاع فعلی استقلال که در سالهای اخیر تا دلتان بخواهد روی نیمکت و صندلی مدیریت تغییرات داشته، همه مقصر هستند. از قبلیها تا فعلیها.
از علی تاجرنیا که این روزها به فکر کوچ از سعادتآباد به خیابان بهشت است گرفته تا علی نظریجویباری که کلارنس سیدورف را مشاور باشگاه کرد. اسطوره هلندی در شبی که استقلال از آسیا حذف شد، ترجیح داد درباره جنجال نژادپرستی رخ داده علیه وینیسیوس جونیور صحبت کند و شنیده میشود جواب تلفن مدیران استقلال را هم نمیدهد! ریکاردو ساپینتو را از یاد نبرید؛ کسی که حالا معلوم شد چرا در تابستان حتی میخواست زمینی هم شده به ایران سفر کند، چرا که با این سبک و سیاقی که در پیش گرفته، فقط در ایران برایش کار هست. یک مشت بازیکن پرادعا هم هستند که حتی در روزهای عادی، نتایجشان پایدار نبود؛ چه برسد به این روزهای ملتهب. خلاصه مجموعهای دست به دست هم داده تا استقلال، تبدیل به تیمی بیخطر شود.