چگونه بحران نفت خلیج فارس تحریمهای مسکو را کمرنگ کرده است؟
روسیه؛ برنده نفتی جنگ اخیر

جنگ خاورمیانه و بحران در خلیج فارس تنها بازارهای انرژی را دستخوش تغییر نکرده، بلکه توازن ژئوپلیتیک اقتصاد جهانی را نیز تحتتاثیر قرار داده است. جهش ناگهانی قیمت نفت و اختلال در صادرات انرژی منطقه، برخی تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه را در موقعیت تازهای قرار داده است. در میان آنها، روسیه بیش از دیگران از این وضعیت سود برده است. افزایش قیمت نفت و کاهش عرضه از خلیج فارس باعث شده صادرات نفت روسیه دوباره مورد توجه بازار قرار گیرد و فشار تحریمهای غرب تا حدی کاهش یابد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این سودآوری ممکن است دوام چندانی نداشته باشد. ساختار صنعت انرژی روسیه همچنان با محدودیتهای ناشی از تحریمها، کمبود سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها روبهرو است؛ عواملی که در بلندمدت میتوانند مانع از بهرهبرداری کامل مسکو از شرایط کنونی شوند.
به نوشته اکونومیست، نشانهای از تغییر ناگهانی شرایط در بازار نفت را میتوان در رفتار برخی نفتکشها مشاهده کرد. برای مثال نفتکشی به نام «سارا» که در هنگکنگ ثبت شده، در اواخر فوریه برای دریافت چند محموله نفت روسیه در نزدیکی سواحل عمان دستگاههای ردیابی خود را خاموش کرد. این کشتی قرار بود محموله را در مسیرهای غیر رسمی به آسیا منتقل کند، اما پس از آنکه ایالات متحده معافیت موقتی برای خرید نفت روسیه صادر کرد، مسیر خود را تغییر داد و به سمت هند حرکت کرد. این تغییر مسیر، از نگاه تحلیلگران، نمادی از تحول سریع شرایط بازار انرژی در پی جنگ در خاورمیانه است.
جنگ در خلیج فارس و اختلال در تنگه هرمز موجب شده حدود ۱۵ درصد از عرضه جهانی نفت عملا در منطقه محبوس شود. این شوک عرضه، قیمت نفت را به سرعت بالا برده است. شاخص نفت برنت که در ماه دسامبر به حدود ۵۹ دلار در هر بشکه سقوط کرده بود و حتی برخی تحلیلگران از احتمال «ابرمازاد» در بازار سخن میگفتند، اکنون در نزدیکی ۱۰۰ دلار معامله میشود. در چنین فضایی، نفت روسیه که پیش از این به دلیل تحریمها با تخفیفهای سنگین فروخته میشد، دوباره جذابیت بیشتری برای خریداران پیدا کرده است.
این تحول برای اقتصاد روسیه در زمانی حساس رخ داده است. پیش از آغاز جنگ، درآمدهای نفتی مسکو به شدت تحت فشار قرار داشت. پالایشگاههای بزرگ در آسیا، بهویژه در هند و چین، از اواخر سال گذشته خرید نفت روسیه را کاهش داده بودند؛ اقدامی که تا حدی ناشی از تحریمهای جدید علیه شرکتهای بزرگ روسی بود. در نتیجه صادرات نفت این کشور در ماههای پایانی سال گذشته کاهش یافت و درآمدهای نفت و گاز روسیه نسبت به سال قبل افت چشمگیری را تجربه کرد. در چنین شرایطی، افزایش قیمت نفت و بازگشت خریداران آسیایی برای کرملین خبر بسیار مثبتی به شمار میرود. اگر اختلال در عرضه نفت خلیج فارس ادامه یابد، برخی تحلیلگران معتقدند روسیه میتواند سودی مشابه سالهای ابتدایی جنگ اوکراین به دست آورد؛ زمانی که افزایش قیمت انرژی درآمدهای ارزی این کشور را به طور قابلتوجهی تقویت کرد.
یکی از نخستین پیامدهای بحران خلیج فارس برای روسیه، کاهش محمولههای معطل در دریا بوده است. در ماههای گذشته، به دلیل کمبود خریدار، مقدار زیادی از نفت صادراتی روسیه در نفتکشها باقی مانده بود. اکنون با افزایش تقاضا از سوی هند و چین، بخشی از این ذخایر در حال تخلیه است. هند بهتنهایی خرید نفت روسیه را به شکل محسوسی افزایش داده و همین موضوع باعث کاهش موجودی نفت روسیه در دریا شده است. با این حال، بخش زیادی از این محمولهها پیشتر فروخته شدهاند و افزایش تقاضای فعلی بیشتر به سود واسطهها و معاملهگران تمام میشود تا دولت روسیه. آنچه برای کرملین اهمیت بیشتری دارد، فروش محمولههای جدید با قیمتهای بالاتر است؛ اتفاقی که در صورت تداوم بحران میتواند درآمدهای نفتی روسیه را به شکل قابلتوجهی افزایش دهد.
افزون بر افزایش تقاضا، نفت روسیه از نظر کیفیت نیز برای برخی پالایشگاههای آسیایی جذاب است. نفت اورال از نظر مشخصات فنی شباهت زیادی به نفت خاورمیانه دارد و به همین دلیل پالایشگاههایی که برای فرآوری نفت منطقه طراحی شدهاند، میتوانند بدون تغییرات اساسی از آن استفاده کنند. همین موضوع باعث شده در هفتههای اخیر حتی نفت اورال تحویلی به هند با قیمتی بالاتر از شاخص برنت معامله شود؛ وضعیتی که تا چند ماه پیش قابل تصور نبود. در همین حال، افزایش قیمت جهانی نفت نیز تاثیر مستقیمی بر درآمدهای صادراتی روسیه دارد. برآورد برخی کارشناسان نشان میدهد هر افزایش ۱۰ دلاری در قیمت برنت میتواند میلیاردها دلار به درآمد صادرات انرژی روسیه اضافه کند که بخش قابلتوجهی از آن به بودجه دولت میرسد. این موضوع به مسکو کمک میکند فشارهای مالی ناشی از جنگ و تحریمها را تا حدی مدیریت کند.
بحران انرژی همچنین فضای سیاسی پیرامون تحریمهای غرب علیه روسیه را پیچیدهتر کرده است. پیش از آغاز بحران خلیج فارس، برخی کشورهای غربی به دنبال تشدید فشارها بر صادرات انرژی روسیه بودند. اما اکنون با افزایش قیمتها و نگرانی از کمبود عرضه، بسیاری از دولتها تمایل کمتری برای محدود کردن بیشتر صادرات روسیه نشان میدهند. همین موضوع میتواند اجرای برخی طرحهای تحریمی را دشوارتر کند. در اروپا نیز نگرانی از کمبود گاز در زمستانهای آینده دوباره مطرح شده است. برخی کشورها که قرار بود واردات انرژی روسیه را به طور کامل متوقف کنند، اکنون با چالشهای تازهای مواجه شدهاند. افزایش قیمتها و نااطمینانی در بازار انرژی باعث شده برخی دولتها نسبت به اجرای کامل این تعهدات تردید داشته باشند.
در سطح ژئوپلیتیک، بحران خلیجفارس پیامد دیگری نیز برای روسیه دارد و آن نزدیکی بیشتر چین به منابع انرژی این کشور است. چین بخش قابلتوجهی از گاز طبیعی مایع خود را از منطقه خلیجفارس تامین میکند و اختلال در این مسیرها نگرانیهای تازهای درباره امنیت انرژی این کشور ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، گزینههای انتقال انرژی از طریق مسیرهای زمینی، از جمله خطوط لوله روسیه، اهمیت بیشتری پیدا میکنند. در سالهای اخیر روسیه تلاش کرده پروژه خط لوله بزرگی را برای انتقال گاز به چین توسعه دهد؛ طرحی که در صورت تکمیل میتواند صادرات گاز روسیه به این کشور را به طور چشمگیری افزایش دهد. هرچند مذاکرات درباره قیمت و شرایط قرارداد هنوز به نتیجه نهایی نرسیده، اما بحران کنونی ممکن است انگیزه بیشتری برای پیشبرد این پروژه ایجاد کند.
با وجود همه این تحولات، بسیاری از کارشناسان معتقدند رونق کنونی برای صنعت انرژی روسیه ممکن است موقتی باشد. زیرساختهای نفت و گاز این کشور در سالهای اخیر تحت فشار شدید قرار گرفتهاند و سرمایهگذاری در پروژههای جدید کاهش یافته است. همچنین برخی تاسیسات انرژی روسیه در جریان جنگ اوکراین هدف حملات قرار گرفتهاند که این موضوع هزینههای تعمیر و نگهداری را افزایش داده است. از سوی دیگر، ظرفیت مازاد تولید روسیه چندان بالا نیست. برآوردها نشان میدهد این کشور تنها توان افزایش محدود تولید را دارد و نمیتواند بخش بزرگی از کمبود نفت خلیج فارس را جبران کند. به همین دلیل حتی اگر قیمتها بالا بماند، توانایی روسیه برای افزایش چشمگیر صادرات محدود خواهد بود. افزون بر این، تداوم طولانیمدت بحران میتواند پیامدهای متفاوتی برای بازار جهانی انرژی داشته باشد. اگر قیمت نفت بیش از حد افزایش یابد، ممکن است تقاضای جهانی کاهش پیدا کند و روند گذار به انرژیهای جایگزین سرعت بگیرد. چنین روندی در بلندمدت میتواند جایگاه تولیدکنندگان سنتی نفت را تضعیف کند.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ ایران به تنهایی نمیتواند مسیر اقتصاد روسیه را به طور اساسی تغییر دهد. پیش از بحران اوکراین، روسیه میتوانست انرژی خود را به طیف گستردهای از بازارهای جهانی صادر کند و با شرکتهای بزرگ بینالمللی همکاری داشته باشد؛ شرایطی که اکنون دیگر وجود ندارد. از این رو، افزایش قیمت نفت و فرصتهای کوتاهمدت ناشی از بحران خلیج فارس شاید تنها بخشی از فشارهای اقتصادی وارد شده بر روسیه را جبران کند. به بیان دیگر، اگرچه جنگ خلیجفارس در کوتاهمدت درآمدهای انرژی این کشور را تقویت کرده، اما بعید است بتواند مشکلات ساختاری اقتصاد روسیه را حل کند. در نتیجه، آنچه امروز برای مسکو به عنوان یک فرصت بزرگ دیده میشود، ممکن است در نهایت تنها یک «رونق موقتی» در بازار انرژی باشد.