آیا حزب کمونیست چین در امنیت است؟
آینده شکننده پکن
«اندرو جی. ناتان»، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کلمبیا، در مقالهای در «فارنافرز» نوشت، دو کتاب جدید این دیدگاه را به چالش میکشند. در کتاب «اعتماد سیاسی در چین»، لیانجیانگ لی، دانشمند علوم سیاسی، عمیقا به روششناسی نظرسنجی میپردازد تا روشی را که اکثر محققان برای سنجش حمایت عمومی از رهبران در پکن به کار بردهاند، زیر سوال ببرد. او نتیجه میگیرد که اعتماد شهروندان به رژیم ضعیفتر از آن چیزی است که سایر محققان معتقدند. در کتاب «ژنهای نهادی»، چنگانگ شو، اقتصاددان، با استفاده از یک تحلیل تطبیقی و تاریخی جامع از نهادهای سیاسی چین استدلال میکند که ناتوانی این کشور در اصلاح آنها، آن را به رکود اقتصادی محکوم خواهد کرد. از نظر «شو»، نوع حکومت استبدادی که برای سلسلههای امپراتوری چین مفید بود، اقتصاد مدرن چین را خفه میکند.
هر دو کتاب اصلاحیهای ضروری برای این باور متعارف ارائه میدهند که رژیم چین پایدار است؛ اما هیچکدام قطعی نیستند. لی برای ترجمه یافتههای محلی به ادعاهای ملی، منابع دادههای موجود را به شیوههایی که معنای آنها را گسترش میدهد، دوباره تفسیر میکند. در همین حال، استعاره «ژنهای نهادی» شو نشان میدهد که نهادهای اقتدارگرای چینی در برابر تغییر مقاوم هستند؛ اما بهطور کافی توضیح نمیدهد که چرا نمیتوان آنها را اصلاح کرد. با این حال، خواندن این متون عمیقا تحقیقشده بدون نگرانی در مورد آینده چین دشوار است. متاسفانه، اگر این دو نویسنده درست بگویند، آنچه پس از فروپاشی رژیم رخ میدهد، ممکن است حتی بدتر از سیستمی باشد که چین اکنون دارد.
لی، استاد دانشگاه هنگکنگ، محقق باسابقهای است که دههها تلاش کرده است تا مبانی اعتماد سیاسی و اجتماعی در چین را از طریق نظرسنجیهای میدانی از شهروندان چینی درک و اندازهگیری کند. یک نظرسنجی خوب و طراحیشده با نمونهای معتبر از پاسخدهندگان، نقشهای از نگرشها و رفتارها در یک جمعیت ایجاد میکند. بررسی تنوع در این نقشه به یک دانشمند علوم اجتماعی اجازه میدهد تا تجزیه و تحلیل کند که چگونه انواع مختلف شهروندان فکر و عمل میکنند؛ به عنوان مثال، چگونه ویژگیهایی مانند تحصیلات، جنسیت و درآمد، آنچه مردم باور دارند و نحوه رفتار آنها را شکل میدهد. اما لی، مانند همه محققان نظرسنجی، با برخی از فرضیات اصلی روشی که استفاده میکند، راحت نیست. جمعآوری حجم زیادی از دادههای نظرسنجی مستلزم سادهسازی نگرشهای پیچیده است: شهروندانی که به پرسشنامهها پاسخ میدهند باید دیدگاههای تکبعدی خود را در مورد موضوعات چندبعدی بیان کنند.
خطرات نتایج بیش از حد سادهشده به ویژه زمانی برجسته میشود که محققان سعی میکنند درک کنند که شهروندان چگونه به دولت نگاه میکنند. محققان اغلب از پاسخدهندگان میخواهند که سطح اعتماد خود را به نهادهای عمومی مختلف، مانند دولت ملی، مقامات محلی یا پلیس، در مقیاسی از یک تا شش یا یک تا ده ارزیابی کنند. محققان اغلب از میانگین سطح اعتماد به این نهادها به عنوان متغیری با عنوان «اعتماد نهادی» برای خلاصه کردن مشروعیت یک رژیم در نظر شهروندانش استفاده میکنند.
«نظرسنجی بارومتر آسیایی» که از سال ۲۰۰۱ شش موج داده از کشورهای سراسر آسیا جمعآوری کرده است (و من به عنوان یک شریک اصلی در طراحی آن مشاوره و کمک میکنم)، به این شاخص متکی است تا نشان دهد که شهروندان چینی سطح بالایی از اعتماد را به دولت خود دارند. برای مثال، در موج نظرسنجی ABS در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ که شهروندان ۱۴ کشور را مورد بررسی قرار داد، چین در زمینه اعتماد نهادی امتیاز ۴.۶ از ۶ را کسب کرد، در حالی که این امتیاز برای تایوان ۲.۱، برای کره جنوبی ۲.۳ و برای ژاپن ۲.۶ بود.
لی استدلال میکند که سطح بالای اعتماد نهادی گزارششده در چین گمراهکننده است. در چین، مردم به دولت اعتماد میکنند؛ زیرا «حق اجرایی برای پس گرفتن اعتماد از طریق انتخابات آزاد، عادلانه و منظم ندارند»؛ یعنی به این دلیل که هیچ جایگزینی ندارند. این مانند افسانه روباهی است که چون نمیتواند به یک خوشه انگور برسد، تصمیم میگیرد که آن را نخورد.«جان الستر»، دانشمند علوم سیاسی، این پدیده را «شکلگیری ترجیحات تطبیقی» نامید و استدلال کرد که مردم با انتخاب از بین تنها گزینههایی که بهطور واقعبینانه در دسترس آنها هستند، ترجیحات خود را شکل میدهند.
لی همین پدیده را «جاسازی» مینامد؛ زیرا طیف ترجیحات ممکن در سیستمی که ترجیحات در آن شکل میگیرند، تعبیه شده است. اعتماد جاسازیشده هنوز اعتماد واقعی است اما با اعتمادی که توسط شهروندان در سیستمهایی ابراز میشود که در آنها گزینهای برای بیاعتمادی به رهبران
سیاسی وجود دارد، متفاوت است. بنابراین، لی تلاش کرد تا معیار معنادارتری برای حمایت از رژیم نسبت به معیار مرسوم اعتماد جاسازیشده پیدا کند. او تمرکز خود را از اعتماد به مجموعهای از نهادهای اصلی دولتی به اعتماد به صاحبان قدرت برتر در حزب کمونیست چین یا آنچه مردم چین «مرکز حزب» مینامند - که به گفته او امروزه از یک مرد تشکیل شده است: شی - محدود میکند. لی همچنین اعتماد را نه بهعنوان یک امتیاز واحد بین صفر تا شش، بلکه بهعنوان مجموعهای از انواع مبتنی بر دو بعد، «تعهد» و «ظرفیت» بازمفهومسازی میکند. تعهد، باور شهروندان به تعهد مرکز - یعنی شی - به دنبال کردن اهداف سیاست خوب است و ظرفیت، باور به توانایی شی برای وادار کردن بوروکراسی به دستیابی به آن اهداف است.
این رویکرد چهار نوع اعتماد را در چین معاصر ایجاد میکند. شهروندانی که «اعتماد کامل» خود را ابراز میکنند، هم به تعهد شی برای اتخاذ سیاستهای درست و هم به ظرفیت او برای وادار کردن بوروکراسی به اجرای آنها اطمینان دارند. کسانی که «اعتماد نسبی» دارند، به تعهد شی اعتقاد دارند؛ اما به ظرفیت او نه و کسانی که «شک» دارند، در مورد تعهد، ظرفیت یا هر دوی شی تردید دارند. شهروندانی که «بیاعتمادی کامل» خود را ابراز میکنند، نه به تعهد شی و نه به ظرفیت او ایمان ندارند. لی دو نظرسنجی محلی برای آزمایش این بازسازی مفهومی انجام داد، یکی در سال۲۰۰۶ و دیگری در سال۲۰۱۴. او پرسشهای بسیار مستقیمی در مورد نگرش ساکنان نسبت به شی و رهبران در چهار سطح پایینتر دولت، از استان گرفته تا شهرستانهای محلی، پرسید و دریافت که شهروندان رهبران را هم از نظر تعهد و هم از نظر ظرفیت ارزیابی میکنند. هرچه دولت محلیتر باشد، شهروندان کمتر به تمایل مقامات برای اجرای سیاستهای دولت مرکزی اعتقاد دارند که لی آن را بهعنوان عدم ظرفیت مرکز برای مجبور کردن آنها به انجام این کار میداند.
با این حال، لی برای ارزیابی کامل ایده خود مبنی بر وجود چهار نوع اعتماد به مرکز حزب، به یک نمونه ملی نیاز داشت، نه یک نظرسنجی محلی از چند منطقه. اما در محیط تحقیقاتی سرکوبگرانه چین، انجام یک نظرسنجی ملی جدید در مورد اعتماد از نظر سیاسی دشوار بود. بنابراین لی در عوض، مجموعه استاندارد پرسشها اعتماد نهادی را از موجهای چهارم و پنجم پرسشنامه چین ABS که به ترتیب در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۹ تکمیل شده بود، تجزیه و دوباره گردآوری کرد. از آنجا که شهروندان دولت مرکزی را با تعیین سیاستها و دولتهای محلی را با اجرای آنها - یا عدم انجام این کار - مرتبط میدانند، لی از معیار اعتماد ABS به دولت مرکزی بهعنوان معیاری برای چگونگی درک مردم از تعهد شی به دنبال کردن سیاستهای خوب و اعتماد به دولت محلی بهعنوان نمایندهای برای ظرفیت شی برای دستیابی به اهدافش استفاده میکند.
بازتفسیر معنای پرسشهای نظرسنجی به این شکل، خطر تحمیل معنای مبهم به پاسخهای ساده را به همراه دارد که این امر این پرسش را مطرح میکند که آیا این دادهها معیارهای معتبری برای تعهد و ظرفیت درک شده هستند یا خیر. با این حال، کار لی مبنای جذابی برای به چالش کشیدن این اجماع فراهم میکند که جمعیت چین بهطور قاطع از رژیم حمایت میکنند. یافتههای ABS نشان میدهد که ۹۵.۷درصد (در سال۲۰۱۵) یا ۹۸.۳درصد (در سال۲۰۱۹) از پاسخدهندگان در چین به دولت مرکزی اعتماد دارند، اما این اعتماد بیش از حد خوب به نظر میرسد. در عوض، لی نشان میدهد که تنها حدود ۲۸درصد از جمعیت به شی اعتماد کامل دارند. او دریافته است که ۲۰ تا ۲۵ درصد دیگر تا حدی به رهبر چین اعتماد دارند - به اهداف او اعتقاد دارند اما نه به ظرفیت او – درحالیکه حدود ۳۵درصد نسبت به تعهد یا ظرفیت او تردید دارند، نه کاملا اعتماد دارند و نه کاملا بیاعتماد هستند. ۱۰ تا ۲۰درصد بیاعتمادی کامل را ابراز میکنند. حتی اگر تحلیل لی از دادههای ملی را باید با احتیاط بررسی کرد، این اعداد نشان میدهد که اعتماد به مرکز حزب بسیار کمتر از آن چیزی است که اکثر محققان - و شاید خود حزب - باور دارند.
این دیدگاه جدید بسیاری از ابهامات در مورد رفتار شهروندان در چین معاصر را توضیح میدهد. افرادی که اعتماد کامل دارند از دولت حمایت میکنند و کسانی که بدبین هستند، تمایل دارند از نظر سیاسی بیتفاوت باشند. افرادی که اعتماد نسبی دارند و فکر میکنند مقامات محلی سیاستهای صحیح رهبر را اجرا نمیکنند، احتمالا همان کسانی هستند که مقامات محلی را محکوم میکنند، دادخواست میدهند و علیه آنها تظاهرات میکنند یا با خطوط تلفن دولتی تماس میگیرند یا در پلتفرمهای آنلاین دولتی پست میگذارند تا از بالا به مقامات محلی فشار بیاورند و کسانی که کاملا بیاعتماد هستند، همانهایی هستند که «برای ابراز نارضایتی، ابراز خشم و حتی شرمسار کردن رژیم و رهبری مرکزی به اعتراضات میپیوندند».
تحلیل لی نشان میدهد که احتمال بیشتری وجود دارد که مخالفت، رژیم را تهدید کند، بیش از آنچه اغلب تصور میشود. اگر تعداد زیادی از شهروندان با بیاعتمادی کامل، شاید بهدلیل بحران اقتصادی یا بهداشت عمومی، علیه رژیم قیام کنند، بسیاری از کسانی که فقط تا حدی به ظرفیت رژیم اعتماد دارند، ممکن است به اعتراضات بپیوندند و به دنبال آن کسانی که لی آنها را به عنوان شکاک طبقهبندی میکند، نیز به این اعتراضات بپیوندند. در این سناریو، اعتراض از گروهی به گروه دیگر گسترش مییابد، همانطور که تظاهرات در میدان تیانآنمن در سال ۱۹۸۹ یا در طول انقلاب آلمان شرقی که منجر به سقوط دیوار برلین و در نهایت انحلال بلوک کمونیست شد، از کنترل خارج شد.
حتی شهروندانی که اکنون اعتماد کامل خود را ابراز میکنند، ممکن است وقتی متوجه شوند که گزینهای برای ابراز بیاعتمادی باز شده است، نگرش خود را تغییر دهند؛ مانند روباههایی که میخواهند انگورها را بخورند، وقتی بتوانند به آنها برسند.