فارن پالیسی: چرا همه کشورها به تجاوزات آمریکا عادت کردهاند؟
توجیه جنگی ترامپ سستتر از توجیه بوش است
«مایکل هرش» در تحلیلی برای فارن پالیسی نوشت، «دومینیک دو ویلپن»، وزیر امور خارجه وقت فرانسه، قبل از حمله گفت: «در این معبد سازمان ملل، ما نگهبانان یک آرمان، نگهبانان یک وجدان هستیم.» و از واشنگتن خواست که «به خلع سلاح مسالمتآمیز» عراق اولویت دهد. پاول، مردی با کت و شلوار تیره و کراوات قرمز، در حالی که صحبت میکرد، در مقابل او میکروفونی روی میز قرار داشت که روی آن کاغذ و مداد، یک لیوان آب و پلاکاردی با نوشته «ایالات متحده» قرار داشت.
امروز هم دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، جنگی بهظاهر پیشگیرانه را آغاز کرده است که درست مانند دولت بوش، توجیه سستتری دارد و ناوهای هواپیمابر، جنگندهها و هواپیماهای شناسایی را علیه ایران از زمان جنگ عراق به کار گرفته است. اما سکوت از آن سوی اقیانوس اطلس بسیار عجیب است. گویا اروپاییها از تهدیدهای ترامپ برای حمله به گرینلند و رها کردن اوکراین - دو موضوعی که سختترین درگیریها را با ترامپ داشتهاند - چنان گیج شدهاند که از ابراز مخالفتهای زیاد در مورد ایران میترسند. مقامات اروپایی اگرچه از دیپلماسی دم میزنند اما فقط به انتقاد لفظی بسنده کردند.
«چارلز کوپچان» استاد دانشگاه جورج تاون و مقام سابق امنیت ملی در دولتهای کلینتون و اوباما، گفت: «اروپاییها از جنگ گریزان هستند. آنها نمیخواهند دوباره با واشنگتن درگیر شوند. فکر میکنم بخشی از آن به این دلیل است که هیچکس زحمت تماس گرفتن با آمریکاییها را به خود نمیدهد، بنابراین اروپاییها هیچ ایدهای ندارند و نمیدانند که ترامپ چه نقشهای دارد. در سال ۲۰۰۳، تعامل دیپلماتیک بسیار زیادی وجود داشت.»
امروز سازمان ملل متحد - حداقل از سوی کاخ سفید – دیگر نه به عنوان یک «معبد» که به عنوان یک «مستعمره جذامی» دیده میشود. ترامپ هیچ توجهی به شورای امنیت (جایی که «مایک والتز»، مشاور امنیت ملی سابق تبعیدی او و سفیر فعلی آمریکا در سازمان ملل که بیانیههایش چیزی جز تیترهای خبری نیست) ندارد. ترامپ در ماه ژانویه گفت: «من به قوانین بینالمللی نیازی ندارم» و بارها سازمان ملل را بیفایده دانسته و اخیرا یک «هیئت صلح» مشکوک را به عنوان جایگزین، با ریاست مادامالعمر خود، تشکیل داده است. تعداد کمی از دموکراتها به طور جدی مشروعیت جنگ با ایران را زیر سوال بردهاند یا آن را به یک مساله مهم تبدیل کردهاند (آن هم در حالی که فقط هشت ماه دیگر تا انتخابات میاندورهای باقی مانده است). سناتورها اگرچه شکایت دارند که دولت ترامپ اطلاعات کمی به آنها ارائه کرده است، اما زبان آنها عمدتا ملایم بوده است.
سناتور دموکرات جک رید، عضو ارشد کمیته نیروهای مسلح سنا، گفت: «ما هیچ جلسه توجیهی، اطلاعات یا چیز دیگری نداشتیم. بنابراین توجیه چیزی بدون منطق دشوار است.» در جریان سخنرانی «وضعیت کشور» ترامپ در روز سهشنبه، بسیاری از دموکراتها (حتی سناتور الیزابت وارنِ ضد جنگ) ایستادند تا اظهارات رئیسجمهور علیه ایران را تشویق کنند. در حالی که بسیاری از دموکراتهای برجسته در محیطی مملو از میهنپرستی شدید پس از ۱۱ سپتامبر با جنگ عراق از سوی بوش موافقت کردند، اما در آن زمان هم بحثهای شدیدی وجود داشت. در آن زمان، سناتور وقت، جو بایدن، که - به صورت دو حزبی با سناتور جمهوریخواه ریچارد لوگار از ایندیانا همکاری میکرد - در آستانه جنگ، برای قطعنامهای که دولت بوش را ملزم به تاخیر در استفاده از زور تا زمان تصویب قطعنامه جدید توسط سازمان ملل میکرد، سخت تلاش کرد.
این معیاری است که نشان میدهد جهان ما چقدر تغییر کرده، بحث سیاسی چقدر بیارزش شده و چگونه - پس از تقریبا یک ربع قرن «جنگ ابدی» - به نظر میرسد که ما به این ایده عادت کردهایم که روسای جمهور ایالات متحده هر کاری که میخواهند با ارتش انجام میدهند، بدون اینکه با کنگره یا متحدان مشورت کنند.
«رزا بروکس»، مشاور سابق وزارت امور خارجه، در کتاب خود در سال ۲۰۱۶ با عنوان «چگونه همه چیز جنگ شد و ارتش همه کاره شد» با پیشگویی نوشت، ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری خود را «قاضی، هیئت منصفه و جلاد، همه در یک نفر» میبیند. البته ترامپ با مجموعهای از حملات یکجانبه از تابستان گذشته، زمانی که به حملات اسرائیل به سایتهای هستهای ایران پیوست و سپس در حمله ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ با عنوان «خشم حماسی» این روند را تشدید کرده است. دستور عملیاتی برای دستگیری نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، هم در همین راستا قابل ارزیابی است. حتی در آن زمان هم واکنش اروپا و کنگره خاموش بود.