وسوسه‌های اغوا‌‌گرانه

ایالات متحده گزینه‌های متعددی را در رابطه با ایران روی میز دارد. اما پرسش اصلی این است که آیا توان اجرایی کردن آنها را دارد؟ با وجود برخی نشانه‌ها مبنی بر اینکه ترامپ از درگیر کردن ایالات متحده در یک درگیری طولانی‌مدت دیگر در خاورمیانه نگران است، اما او و اعضای دولتش دم از تغییر رژیم در ایران می‌زنند. اما این رویکرد نه تنها بعید است بلکه می‌تواند پس‌لرزه‌های بی‌ثبات‌کننده‌ای را در سراسر منطقه ایجاد کند. مفهوم تغییر رژیم با ابهاماتی مواجه است. 

پژوهشگران آتلانتیک بر این باورند که مقام‌های نظامی و سیاسی ایران جانشین‌هایی برای خود تعیین کرده‌اند اما به دلیل فقدان یک اپوزیسیون متحد در ایران، نمی‌توان روی تغییر رژیم حساب کرد. نیروهای ضد ایرانی ترکیبی از سلطنت‌طلبان و گروه‌های تجزیه طلب پراکنده هستند. پهلوی فاقد اعتبار نزد ایرانیان و مقامات دولتی ایالات متحده است. اگر ایران به سمت بستن تنگه هرمز برود، بازارهای جهانی تکان خواهد خورد. کمپین تغییر رژیم به رهبری آمریکا می‌تواند اثرات بی‌ثبات‌کننده و سرایت‌کننده‌ای بر کشورهای خلیج فارس داشته باشد. این موضوع برای دولت آمریکا که با سیاست خارجی تجارت‌محور عمل می‌کند و روابط قوی با کشورهای خلیج فارس بر آن استوار است، بسیار مهم است. 

سفر ترامپ به منطقه در ماه مه ۲۰۲۵ منجر به اعلام قراردادهایی شد که به گفته کاخ سفید ۲تریلیون دلار ارزش دارند. بی‌ثبات کردن منطقه، خطر مختل کردن این ابتکار عمل را به همراه دارد. با وجود آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفندماه، کشورهای خلیج فارس از انتقام ایران در امان نخواهند ماند. سابقه‌ای برای این امر وجود دارد: در طول جنگ دوازده روزه، ایران با پرتاب موشک به سمت پایگاه‌های ایالات متحده در قطر تلافی کرد. علاوه بر این، در میان‌مدت و بلندمدت، منطقه برای جذب جریان عظیم پناهندگان از ایران - که بزرگ‌ترین کشور در بین تمام کشورهایی است که قلمرو آن به طور کامل در خاورمیانه واقع شده است - با مشکل مواجه خواهد شد. ریشه‌های عمیق نظام سیاسی ایران، همراه با موقعیت استراتژیک آن در خاورمیانه، تغییر رژیم را به یک اقدام عمیقا بی‌ثبات‌کننده تبدیل می‌کند.