نگاه دیگران/ بخش بخش شصتونهم
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
شاید نگرانکنندهتر این باشد که جهت فعلی تغییر بسیار نامشخص به نظر میرسد. در رابطه با اولویتها و تاکید زیاد بر حملات بسیار دوربرد، یک دوگانگی جدید وجود دارد. برای مثال، ارتش، آتشهای دوربرد را به محور «نیروهای ویژه چند دامنهای» جدید خود تبدیل کرده است که در درجه اول برای عملیات در اقیانوس آرام طراحی شدهاند و به همراه نیروی دریایی، توسعه یک سلاح هایپرسونیک دوربرد، یک «موشک گلایدبوست» با برد تخمینی ۲۷۷۵کیلومتر را آغاز کرده است.
نیروی هوایی نیز به خرید گسترده موشک روی آورده است؛ اما موشکهای بهینهشده برای حمله زمینی را پنج یا ده برابر بیشتر از موشکهای ضد کشتی خریداری خواهد کرد. خرید موشک بهخودیخود بیثباتکننده نیست؛ در واقع، ترکیب مناسب سلاحهای تهیهشده بهعنوان بخشی از یک ترکیب نیروی متعادل و مقاوم، اثر معکوس خواهد داشت. اما تکانههای بوروکراتیک یا سایر انگیزههای بازتابی ممکن است نیروها را به سمت یک ساختار نیروی نهچندان بهینه سوق دهد؛ ساختاری که به سمت حمله زمینی و سیستمهای بسیار بزرگ و دوربرد متمایل است که استقرار، پنهانکردن و دفاع از آنها دشوار خواهد بود.
تعادل نظامی پایدارتر در سال ۲۰۳۴
یک تعادل نظامی پایدار بین ایالات متحده و چین، تعادلی خواهد بود که در آن هر دو از تلاش برای تغییر وضع موجود کلی از طریق نیروی نظامی منصرف شوند و ساختار و ماهیت نیروهای نظامی مستقر، با ایجاد فشار برای شروع حمله در یک بحران، منجر به تشدید تنش نشود. چنین تعادلی، احتمال درگیری مسلحانه بزرگ بین ایالات متحده و چین را کاهش میدهد. یک تعادل پایدار میتواند اهداف سیاسی متنوعی را برآورده کند و با همزیستی سازگار باشد یا حداقل مبتنی بر تضعیف قابلتوجه چین از طریق استراتژی مهار یا عقبگرد نباشد. ایجاد چنین تعادلی، با توجه به افزایش توانایی تسلیحات هستهای چین و افزایش اهمیت تسلیحات هستهای در بحثهای مربوط به گزینههای نظامی ایالات متحده، حتی از گذشته نیز مهمتر شده است. در زیر، ابتدا با عوامل کلی مورد بحث در بالا شروع میکنیم و سپس به بحث مفصلتری در مورد اینکه چنین وضعیت قوایی شامل چه مواردی خواهد بود، میپردازیم. استدلال اصلی این است که ثبات میتواند به بهترین شکل با اتخاذ «استراتژی انکار» از سوی ایالات متحده حاصل شود که در آن ایالات متحده تلاش میکند هزینههای چین را برای دستیابی به اهدافش از طریق استفاده یا تهدید به استفاده از قدرت نظامی افزایش دهد.