پیامدهای بین‌المللی جنگ خاورمیانه

گروه بین‌المللی بحران طی گزارشی مفصل به تاریخ ۱۵ مارس به بررسی نتایج تجاوز ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران برای سراسر جهان پرداخت. این سازمان در گزارش مذکور عنوان کرد که با ورود به سومین هفته جنگ در خاورمیانه و فقدان هرگونه افق روشن پیش رو، نزاع فعلی تاثیری فراگیر در حوزه‌های گوناگون ژئوپلیتیک در سراسر جهان خواهد گذاشت، از اقتصاد و سیاست گرفته تا صلح و امنیت.

دامنه گسترده پیامدها

گروه بین‌المللی بحران گزارش داد از لحظه‌ای که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه تجاوز به ایران را آغاز کردند، مشخص بود که جنگ جدید در خاورمیانه پیامدهای جهانی خواهد داشت. کشورها برای تضمین امنیت شهروندان خود در منطقه به سرعت در حال تلاش بوده‌اند، درحالی‌که خود را برای پیامدهای اقتصادی بسته‌شدن عملی تنگه هرمز توسط ایران که صادرات نفت، گاز و کود از طریق خلیج فارس را متوقف کرده است، آماده می‌کنند. نکته قابل‌توجه در این زمینه آن بوده که بخش عمده‌ای از دولت‌ها در واکنش‌های اولیه به جنگ گرچه خواستار پایان جنگ و حفاظت از شهروندان و دارایی‌های خود شده‌اند، اما از انتقاد عمومی از ایالات متحده و اسرائیل طفره می‌روند. واکنش‌های آنها نشان‌دهنده عدم تمایل به ناراحت کردن دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا است که می‌تواند به شدت به انتقادات شرکا و دشمنان پاسخ دهد. در عین حال، نمی‌توان انکار کرد که جنگ و واکنش‌های کشورها به آن نیز بر نظم بین‌المللی که از قبل در حال فروپاشی بود، تاثیر خواهد گذاشت.

پاکستان؛ گرفتار معضلات داخلی و جهانی

براساس گزارش گروه بین‌المللی بحران، جنگ خاورمیانه، پاکستان را با ترکیبی از معضلات دیپلماتیک و داخلی مواجه می‌کند. این کشور ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد و مقامات پاکستانی بیم آن دارند که این درگیری موجی از پناهندگان را به راه بیندازد که برای آن آمادگی ندارند. با این حال، جدی‌ترین چالش مرتبط با این جنگ، افزایش احساسات ضد‌آمریکایی در میان شیعیان پاکستانی است که تقریبا یک‌پنجم جمعیت و بزرگ‌ترین جامعه شیعه در جهان خارج از ایران را تشکیل می‌دهند. شیعیان پاکستانی مدت‌هاست که برای راهنمایی معنوی و ایدئولوژیک و همچنین حمایت سیاسی به ایران چشم دوخته‌اند. معترضان شیعه به‌شدت به حمله آمریکا و اسرائیل و شهادت رهبر فقید جمهوری اسلامی، واکنش نشان داده‌اند و به اماکن دیپلماتیک ایالات متحده حمله کردند.

اما درحالی‌که رهبران پاکستان، کارزار متجاوزانه ایالات متحده و اسرائیل را از جهات بی‌شماری مغایر با منافع خود می‌دانند. آنها همچنین به دلایل اقتصادی و امنیتی نیاز به حفظ روابط خوب با کشورهای عربی خلیج فارس و ایالات متحده دارند. مقامات پاکستانی با در نظر گرفتن این اولویت‌ها، سعی کرده‌اند با محکوم کردن حملات ایالات متحده و اسرائیل و اقدامات تلافی‌جویانه ایران در خلیج فارس، رویکردی بی‌طرفانه در قبال این درگیری اتخاذ کنند.

درحالی‌که اسلام‌آباد مشتاق تحکیم همکاری امنیتی خود با دولت ترامپ است، رابطه پاکستان با عربستان سعودی، که در سال ۲۰۲۵ با آن پیمان دفاعی متقابل امضا کرد و روابط آن با کشورهای خلیج فارس، منابع ضروری تامین انرژی و حمایت اقتصادی، همچنان از اولویت‌های دیپلماتیک اصلی است.

افغانستان؛ سکوت معنادار طالبان

گروه بین‌المللی بحران در ادامه عنوان کرد که طالبان افغانستان در واکنش به بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل، به طور قابل‌توجهی ساکت بوده‌اند. پیش از این حملات، با توجه به اینکه ایالات متحده خاورمیانه را با تجهیزات نظامی پر کرده بود، مقامات طالبان تلویحا گفته بودند که اگر ایران مورد حمله قرار گیرد، افغان‌ها ممکن است به آن کمک کنند. اما در اول مارس، پس از اولین تبادل آتش، وزارت امور خارجه طالبان صرفا به ابراز «تاسف عمیق» در قبال اقدامات ایالات متحده و اسرائیل اکتفا کرد. دلایل این موضع خاموش کاملا مشخص نیست، به‌ویژه با توجه به اینکه طالبان در طول جنگ دوازده‌روزه در ژوئن ۲۰۲۵، اقدامات اسرائیل و ایالات متحده را به‌شدت محکوم کرد. یک توضیح احتمالی این است که افغانستان پس از حملات هوایی پاکستان به کابل و سایر شهرهای افغانستان در اواخر فوریه درگیر خصومت‌های خود شده است. عامل دیگر می‌تواند این باشد که ایالات متحده از همان ابتدا مستقیما در این بمباران جدید دخیل بوده است و طالبان مشتاق دور جدیدی از اصطکاک با واشنگتن نیست.

این گزارش افزود: «با این وجود، جنگ، افغانستان را با آسیب‌های جدی اقتصادی و انسانی تهدید می‌کند. در سال ۲۰۲۵، ایران از پاکستان به عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری افغانستان پیشی گرفت و در ماه اکتبر، زمانی که اسلام‌آباد پس از دور اول جنگ بین دو کشور، گذرگاه‌های مرزی به افغانستان را بست، این مساله اهمیت بیشتری پیدا کرد. بخش عمده‌ای از تجارت محدود این کشور با جهان از طریق بندر چابهار ایران انجام می‌شود. ایران همچنین مجرای اصلی کمک‌های بشردوستانه به افغانستان است و انسدادها و کاهش کمک‌های پیشین می‌تواند این کشور را با بحران‌های فزاینده‌ای روبه‌رو کند.»

جمهوری آذربایجان و تاکید بر تعادل

گزارش گروه بین‌المللی بحران در ادامه عنوان کرد که در میانه درگیری‌های موجود، آذربایجان تمایل دارد روابط خود با اسرائیل و ایران را به شکلی متعادل پیش ببرد. در این زمینه، گیدئون ساعر، وزیر امور خارجه اسرائیل، در اواخر ژانویه در باکو با الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، دیدار کرد و چند روز بعد نیز امیر عزیز نصیرزاده، وزیر پیشین دفاع ایران، با علی‌اف دیدار کرد. به نظر می‌رسد این دو بازدیدکننده سطح بالا سعی داشتند موضع باکو را در صورت وقوع جنگ روشن کنند. برای ایران، علاقه به روابط خوب با جغرافیا شروع می‌شود. آذربایجان در مرز شمالی ایران قرار دارد. با این حال، روابط دوجانبه در سال‌های اخیر تحت تنش بوده است. باکو گمان می‌کند که تهران در طول مبارزه طولانی آذربایجان با ارمنستان بر سر کنترل قره‌باغ کوهستانی، که با بازپس‌گیری این منطقه در سال ۲۰۲۳ حل و فصل شد، از ایروان حمایت کرده است.

این گزارش همچنین عنوان کرد: «در‌عین‌حال، باکو مشتاق تقویت روابط با اسرائیل بوده است. دو طرف روابط استراتژیک نزدیکی، به‌ویژه در زمینه فناوری پیشرفته نظامی، دارند و اسرائیل سهم قابل‌توجهی از تسلیحات پیشرفته آذربایجان را تامین می‌کند. در عوض، آذربایجان از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیحان، نفت قابل‌توجهی را در اختیار اسرائیل قرار می‌دهد که گاهی اوقات تا نیمی از واردات نفت اسرائیل را تشکیل می‌دهد. در این زمینه، هنگامی که کارزار ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، باکو علنا بر تعهد خود به پیمان ۲۰۰۵ تاکید کرد و خواستار بازگشت به گفت‌وگوهای صلح شد. مقامات آذربایجانی به همتایان ایرانی خود اطمینان دادند که اجازه حملات ایالات متحده یا اسرائیل از خاک آذربایجان را نخواهند داد.»

مصلحت‌اندیشی روسیه و چین

تا جایی که به چین مربوط می‌شود، پکن حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را به‌شدت محکوم کرده است، اما هنوز تهدید به اقدام مشخصی در پاسخ به آن نکرده است. درحالی‌که پکن روابط نزدیکی با تهران برقرار کرده است، رهبران چین برای اختلال در این رابطه، بیش از آنچه بسیاری از ناظران تصور می‌کردند، آماده بودند. اگرچه چین حدود ۱۳ درصد از کل واردات نفت خام خود را از ایران تامین می‌کند و (به همراه روسیه) رزمایش‌های مشترک دریایی منظمی را با ایران انجام می‌دهد، اما روابط اقتصادی مهم‌تری با عربستان سعودی و امارات متحده عربی برقرار کرده است. علاوه بر این، پکن گام‌های فعالی برای آمادگی برای بحران خاورمیانه برداشته است. از سال ۲۰۰۶، این کشور در حال ایجاد ذخایر استراتژیک نفت خود برای این احتمال بوده است. چین برای تقویت تاب‌آوری خود در آینده، به گسترش سرمایه‌گذاری در انرژی پاک و تعمیق همکاری‌های مرتبط با انرژی با روسیه ادامه خواهد داد.

گروه بین‌المللی بحران در ادامه تحلیل خود عنوان کرد که روسیه نیز بی‌تردید از نزاع فعلی در خاورمیانه مصون نخواهد ماند. از زمان حمله تمام‌عیار روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، تهران و مسکو روابط نظامی و اطلاعاتی دیرینه خود را تعمیق بخشیده‌اند و به تبادل فناوری و تبادل تجربیات میدانی پرداخته‌اند. در سال ۲۰۲۵، دو کشور وارد یک توافقنامه همکاری استراتژیک شدند، اگرچه از تمدید تعهدات دفاعی یکدیگر خودداری کردند. در عین حال، گزارش‌های مطبوعات غربی حاکی از آن است که روسیه ممکن است اطلاعات ماهواره‌ای را با ایران به اشتراک گذاشته و تهران را قادر ساخته باشد تا پایگاه‌های ایالات متحده در خاورمیانه را با قدرت بیشتری هدف قرار دهد. البته مسکو این موضوع را تکذیب کرده است. در اصل، کرملین مطمئنا درگیر این است که جنگ خاورمیانه چه تاثیری می‌تواند بر مذاکراتش با ایالات متحده بر سر پایان دادن به جنگ در اوکراین و همچنین تاثیر این درگیری بر بازارهای جهانی انرژی داشته باشد.

شکاف در اروپا و ناتو

گروه بین‌المللی بحران در ادامه عنوان کرد که در طول روزهای گذشته، اعضای اتحادیه اروپا و ناتو برای واکنش به پیامدهای تجاوز مشترک ایالات متحده و اسرائیل و حملات تلافی‌جویانه تهران، به تکاپو افتاده‌اند. آنها مجبور بوده‌اند اختلافات داخلی، روابط پیچیده با متحد خود در واشنگتن و خطرات درگیر شدن در جنگ را مدیریت کنند. اولین واکنش‌های این پایتخت‌ها به حملات ایالات متحده و اسرائیل متفاوت بود. منتقدان برجسته، اسپانیا و نروژ بودند که بمباران را نقض قوانین بین‌المللی دانستند و ترکیه که «نقض آشکار حاکمیت ایران» را محکوم کرد.

این جنگ همچنان متحدان واشنگتن در اروپا را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد. گرچه آنها دل خوشی از دولت ایران ندارند، اما در نهایت، مقامات کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ناتو نگرانند که سرزنش ایالات متحده و اسرائیل منجر به واکنش شدید دولت دمدمی‌مزاج ترامپ شود، که تعهداتش به امنیت اروپا و حمایت از اوکراین متزلزل بوده است. این کشورها البته نگرانی خود را در مورد درگیر شدن در این درگیری ابراز می‌کنند. اما همچنین نگرانند که به عنوان حامی جنگی دیده شوند که بسیاری آن را تضعیف‌کننده ممنوعیت قانونی تجاوز می‌دانند، ممنوعیتی که دولت‌هایشان اغلب هم در سطح جهانی و هم در حمایت از منافع خود، مانند اوکراین و گرینلند، به آن استناد می‌کنند.