عملکرد سهام شرکتهای کوچک در دورههای جنگ بهتر از میانگین بلندمدت است
آینده بازار در گرو جنگ
عملکرد تاریخی بازار
رویدادهای مهم ژئوپلیتیک و جنگها معمولا موجی از عدمقطعیت ایجاد میکنند زیرا پیشبینی عملکرد اقتصاد و سیاستهای احتمالی دولت آمریکا دشوارتر میشود. در جهانی که اقتصادها بهطور فزایندهای درهمتنیده شدهاند، حتی درگیریهای محدود از نظر جغرافیایی نیز میتوانند زنجیرههای تامین، مسیرهای کشتیرانی و شبکههای لجستیکی را مختل کنند. این اختلالها به برخی صنایع آسیب میزند و در عین حال ارزش برخی دیگر را افزایش میدهد. دادهها نشان میدهند شاخص S&P۵۰۰ در سه ماه منتهی به جنگهای بزرگ آمریکا معمولا افت میکند و در سه ماه پس از آغاز جنگ، بهبود قابل قبولی را تجربه میکنند. این رفتار در جنگهایی همچون جنگ جهانی دوم، جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس، جنگ عراق و جنگ افغانستان مشاهده شده است. میانگین عملکرد شاخص S&P۵۰۰ نشان میدهد که در سه ماه پیش از جنگ حدود ۲.۸ درصد کاهش داشته که بازتابدهنده اوج نگرانیهاست، اما در سه ماه پس از آغاز جنگ بهطور میانگین ۷.۸۵ درصد رشد کرده است. در سال ۲۰۰۱ و پیش از آغاز جنگ افغانستان، شاخص S&P۵۰۰ حدود ۱۱.۴ درصد سقوط کرد اما پس از شروع جنگ و در سه ماه نخست، رشد ۱۰.۴ درصدی را تجربه کرد. این الگو نشان میدهد که بازار معمولا پیش از شروع درگیری بیشترین فشار را تحمل میکند و پس از روشنتر شدن شرایط، واکنش آرامتری نشان میدهد.در بررسی بازدهی انواع داراییها، سهام شرکتهای کوچک در دورههای جنگ بهطور میانگین بازدهی ۱۲.۲ درصدی داشتهاند و سهام شرکتهای بزرگ نیز به بازدهی ۱۱.۹ درصدی رسیدهاند.
به عبارتی هر دو گروه بهتر از میانگین بلندمدت خود عمل کردهاند. در مقابل، اوراق قرضه بلندمدت و اوراق پنجساله تنها ۳.۸ درصد بازده داشتهاند که کمتر از میانگین تاریخی آنهاست. این تفاوت نشان میدهد که در دورههای جنگ، سهام معمولا جذابیت بیشتری نسبت به اوراق قرضه پیدا میکند، زیرا با کاهش ابهام، سرمایهگذاران دوباره به سمت داراییهای پرریسکتر متمایل میشوند.
در این میان یکی از مهمترین تهدیدهایی که جنگها برای اقتصاد جهانی ایجاد میکنند، اثر آنها بر قیمت نفت است. هرچند فدرالرزرو انرژی را جزو بخش «هسته» تورم محسوب نمیکند، اما افزایش قیمت انرژی میتواند به سرعت هزینههای زندگی مصرفکنندگان را بالا ببرد؛ آن هم در زمانی که مساله توان خرید، بهویژه برای مصرفکنندگان آمریکایی، به یکی از حساسترین موضوعات تبدیل شده است. بازار سهام نیز معمولا در دورههایی که قیمت نفت جهش میکند تحت فشار قرار میگیرد، زیرا هم هزینههای مصرفکنندگان افزایش مییابد و هم هزینههای عملیاتی شرکتها بالا میرود.
وضعیت کنونی بازار
قیمت نفتخام از ابتدای سال تاکنون حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است. تحلیلگران هشدار دادهاند که ادامه این درگیری میتواند قیمت نفت را در سطوح بالای ۱۰۰ دلار تثبیت کند. در جنگهای گذشته نیز چنین جهشهایی دیده شده است؛ برای مثال در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰، قیمت نفت طی چند ماه ۱۳۵ درصد افزایش یافت. در جنگ افغانستان نیز قیمت نفت بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ تقریبا سه برابر شد، هرچند عوامل دیگری هم در این روند نقش داشتند.
در این میان جهشهای شدید در قیمت نفت اغلب با رکود اقتصادی همراه بودهاند. آمریکا در سالهای اخیر با مشکلات مربوط به هزینههای زندگی دستوپنجه نرم کرده و کاهش قیمت نفت تا حدی فشار را کم کرده بود، اما هرگونه افزایش دوباره میتواند این روند را معکوس کند و فشار تورمی را تشدید سازد.
در این میان اگرچه پیشبینی آینده در چنین شرایطی دشوار است، اما اگر این درگیری کوتاهمدت باشد، بازار احتمالا میتواند نسبتا سریع بهبود پیدا کند. در مقابل، هرگونه جنگ طولانیمدت یا آسیب به زیرساختهای انرژی منطقه میتواند گلوگاههای عرضه ایجاد کند و قیمت نفت را بالا ببرد. همچنین اگر درگیری به حضور نیروهای زمینی آمریکا منجر شود، احتمالا ضربه سنگینی به بازار وارد خواهد شد.