نگرانی بازارهای مالی

تحلیلگران برای درک پیامدهای این درگیری، در حال بررسی بحران‌های نفتی و ژئوپلیتیکی گذشته هستند تا از آنها برای تحلیل و طراحی سناریو الهام بگیرند. اما شاید نمونه‌ای جدیدتر وجود داشته باشد که هم درس‌هایی ارائه دهد و هم دست‌کم در ظاهر تا حدی اطمینان‌بخش باشد درباره اینکه اقتصادها و بازارهای مالی چگونه ممکن است واکنش نشان دهند.

تقریبا یک سال پیش، جهان روز دیگری از «شوک و بهت» را تجربه کرد؛ زمانی که ایالات متحده تعرفه‌های تنبیهی موسوم به «تعرفه‌های روز آزادی» را اعلام کرد. آن زمان نیز، مانند اکنون، منشأ این تصمیم رئیس‌جمهور ایالات متحده بود. اثرات فوری نیز شباهت‌های قابل‌توجهی داشت: قیمت دارایی‌ها به‌شدت سقوط کرد، قیمت طلا جهش یافت، تمایل به ریسک در بازارها فرو ریخت، پیش‌بینی‌های رشد اقتصادی کاهش یافت و احتمال رکود در اقتصاد آمریکا به‌سرعت افزایش پیدا کرد.

با این حال آنچه بعد از آن رخ داد نیز به همان اندازه شگفت‌انگیز بود. تا پایان سال ۲۰۲۵، قیمت سهام در سطح جهان تقریبا ۲۰درصد بالاتر از ابتدای سال قرار داشت. پیش‌بینی‌های رشد اقتصادی سالانه از برآوردهای ابتدای سال فراتر رفت. برخلاف پیش‌بینی‌های رکودی، اقتصاد آمریکا در حال رونق بود. نااطمینانی شدید اقتصادی و مالی که در ابتدا وجود داشت، تا پایان سال جای خود را به تاب‌آوری اقتصادی و حتی هیجان بیش از حد در بازارهای مالی به‌ویژه در سهام فناوری، اعتبار خصوصی و وام‌های اهرمی داده بود.

توضیح کوتاه این چرخش غیرمنتظره آن بود که موج فزاینده فناوری بر موج رو به عقب تعرفه‌ها غلبه کرد و همراه خود تمایل به ریسک و رشد اقتصادی را بالا کشید. این موضوع پرسشی را مطرح می‌کند: آیا تاریخ ممکن است تکرار شود؟ آیا سال ۲۰۲۶ صرفا نسخه‌ای نفتی‌تر از سال ۲۰۲۵ است؟ آیا ممکن است دوباره از تاب‌آوری اقتصاد جهانی و هیجان بازارهای مالی شگفت‌زده شویم؟

پاسخ خیر است. شوک و جنگ امروز زخم‌هایی عمیق‌تر و ماندگارتر نسبت به شوک سال گذشته بر جای خواهند گذاشت. در سال ۲۰۲۵فشارهای تورمی در حال کاهش بود و بانک‌های مرکزی در سراسر جهان توانستند نرخ‌های بهره را کاهش دهند تا اثر تعرفه‌ها بر تقاضای جهانی را جبران کنند. اما اکنون با افزایش دوباره قیمت انرژی، این گزینه از بین رفته است. بازارها اکنون افزایش نرخ بهره در منطقه یورو و بریتانیا و عدم کاهش فوری نرخ بهره در آمریکا را در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند.

در واقع بازارهای مالی نگران‌اند که فشارهای تورمی فراتر از مدت درگیری نیز ادامه پیدا کند. در کنار افزایش فشارهای مالی دولت‌ها از جمله به دلیل افزایش هزینه‌های دفاعی این موضوع باعث شده بازده اوراق قرضه بلندمدت در سطح جهان افزایش یابد؛ اتفاقی که برخلاف روند سال ۲۰۲۵است. شرایط پولی سخت‌تر در سراسر منحنی بازده، تقاضای جهانی را بیش از پیش تحت فشار قرار خواهد داد.

این انقباض مالی فقط به نرخ‌های «امن» محدود نیست. در هفته‌های اخیر گریز از دارایی‌های پرریسک مشاهده شده است، به‌ویژه در میان دارایی‌های حبابی‌تر مانند سهام مرتبط با هوش مصنوعی و رمزارزها و در بازارهای بیش از حد داغی مانند اعتبار خصوصی و وام‌های اهرمی. این روند شکاف‌هایی را در استانداردهای اعتبارسنجی و ارزش‌گذاری دارایی‌ها آشکار کرده است. در این بازارها، دوران بی‌خیالی و خوش‌بینی ساده‌لوحانه به‌طور قاطعانه به پایان رسیده است.

همین وضعیت در کشورهای حوزه خلیج فارس نیز دیده می‌شود. این کشورها که به دلیل وعده امنیت و ثبات به آهنربایی برای جذب استعدادها و سرمایه‌ها تبدیل شده بودند، اکنون پناهگاه امن خود را از دست داده‌اند. این مساله یکی از معدود نقاط داغ رشد اقتصادی جهان را در زمانی سرد می‌کند که دمای اقتصادی در سایر مناطق وابسته به خلیج فارس مانند هند، کره‌جنوبی و چین نیز در حال کاهش است.

در همین حال در غرب، مشکلاتی در بازارهای کار داخلی در حال شکل‌گیری است. در آمریکا و بریتانیا افزایش اخراج‌های شغلی باعث تشدید نگرانی مصرف‌کنندگان شده است. بسیاری از خانوارها در حالی با وضعیت مالی شکننده مواجه‌اند که باید با یک شوک بزرگ دیگر در هزینه‌های انرژی روبه‌رو شوند؛ آن هم پس از افزایش ۲۰درصدی هزینه‌ها از سال ۲۰۲۲.

آیا ممکن است فناوری همانند سال ۲۰۲۵ دوباره به کمک بیاید؟ هوش مصنوعی به‌مراتب انرژی‌برترین فناوری تاریخ است. جهانی با انرژی گران‌تر و نامطمئن‌تر می‌تواند موقتا قطار فناوری را از مسیر خارج کند یا دست‌کم سرعت آن را کاهش دهد و در نتیجه نیرومندترین موتور رشد اقتصادی جهان نیز تضعیف شود. در مجموع، اینها نیروهای قدرتمند رکود تورمی هستند. در سال گذشته، موج فناوری و موج تعرفه‌ها تا حد زیادی یکدیگر را خنثی کرده و آرامش ایجاد کردند. اما در سال جاری، برخورد این امواج یکدیگر را تقویت و تشدید می‌کند. نتیجه چنین وضعیتی بی‌ثباتی و شکنندگی است، نه ثبات در عرصه اقتصادی، مالی، بودجه‌ای و سیاسی. و به همین دلیل است که این بار شرایط متفاوت است.

* فایننشال تایمز