اگر درگیریها ابعاد منطقهای پیدا کند، افزایش تولید عربستان نیز نمیتواند ریسک امنیتی تنگه هرمز را خنثی کند
آینده نفت با آغاز تنشها
حمید ملازاده : بازار جهانی طلای سیاه بامداد روز شنبه 28 فوریه با یکی از سنگینترین شوکهای ژئوپلیتیک سالهای اخیر مواجه شد؛ حمله نظامی اسرائیل به تهران، معادلات امنیت انرژی را بهطور ناگهانی وارد فاز بحران کرد و کارشناسان احتمال میدهند تا قیمتها در روز دوشنبه 2 مارس در مدار صعودی قرار گیرند. انتظار میرود واکنش اولیه بازارها این باشد که معاملهگران، پیش از هرگونه ارزیابی دقیق از خسارات میدانی، سناریوی اختلال در عرضه نفت خاورمیانه را در قیمتها لحاظ کنند.
نفت همواره به تحولات ژئوپلیتیک حساس بوده، اما زمانی که پای درگیری مستقیم میان بازیگران کلیدی منطقهای به میان میآید، این حساسیت به جهشهای چندین دلاری تبدیل میشود. ایران نه به عنوان یکی از تولیدکنندگان تاثیرگذار اوپک بلکه بهعنوان بازیگری اثرگذار در امنیت تنگه هرمز، نقشی فراتر از سهم رسمی خود در صادرات نفت دارد. از همین رو، هرگونه تهدید علیه زیرساختهای انرژی، پایانههای صادراتی یا مسیرهای ترانزیتی، بلافاصله در قالب «حق بیمه ریسک جنگ» در قیمتها منعکس میشود. بهای شاخص برنت در روز جمعه 17 فوریه (روز قبل از شروع جنگ) با رشد 3.5درصد به 73.4دلار در هر بشکه یعنی بالاترین حد از ژوئن 2025 رسید.
تنگه هرمز؛ گلوگاه 500 میلیارد دلاری
نخستین نگرانی بازار، امنیت تنگه هرمز است؛ شاهراهی که حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان از آن عبور میکند. تجربههای گذشته، از جنگ نفتکشها در دهه۱۳۶۰ تا تنشهای سالهای اخیر، نشان داده که حتی تهدید غیرمستقیم به انسداد این گذرگاه میتواند قیمتها را به سرعت ملتهب کند. اکنون با حمله مستقیم به تهران، معاملهگران احتمال واکنش متقابل ایران را نیز در سناریوهای خود گنجاندهاند؛ واکنشی که میتواند دامنه درگیری را به آبهای خلیج فارس بکشاند. در چنین شرایطی، بازار نهتنها ریسک کاهش صادرات ایران، بلکه احتمال اختلال در صادرات عربستان، امارات، کویت و عراق را نیز در نظر میگیرد. هرگونه ناامنی در مسیر کشتیرانی یا افزایش هزینه بیمه نفتکشها، عملا عرضه موثر را کاهش میدهد؛ حتی اگر تولید فیزیکی تغییر محسوسی نکند. احتمال گسترش درگیریها در منطقه، پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک را بهطور محسوسی افزایش داده است. برخی برآوردها حاکی است که بین ۸ تا ۱۰ دلار از قیمت فعلی هر بشکه نفت، ناشی از همین ریسک تنش در خاورمیانه و احتمال اختلال در تنگه هرمز است؛ شاهراهی که سالانه صدها میلیارد دلار نفت و مشتقات نفتی از آن عبور میکند.
از شوک روانی تا کمبود واقعی
با توجه به تعطیلی بازار جهانی نفت در روزهای شنبه و یک شنبه، واکنش بازار هنوز مشخص نیست ولی این واکنش بیش از آنکه ناشی از کاهش بالفعل عرضه باشد، ریشه در «شوک انتظارات» خواهد داشت. بازارهای کالایی، بهویژه نفت، بر مبنای انتظارات آینده قیمتگذاری میشوند. زمانی که احتمال درگیری گسترده افزایش مییابد، معاملهگران برای پوشش ریسک، موقعیتهای خرید خود را تقویت و این رفتار جمعی، قیمتها را به سرعت بالا میبرد. با این حال، اگر درگیریها به زیرساختهای نفتی ایران یا تاسیسات حیاتی منطقه آسیب برساند، بازار از فاز روانی وارد فاز کمبود واقعی عرضه خواهد شد؛ مرحلهای که میتواند جهشهای چند ده دلاری را نیز توجیه کند. تحلیلگران هشدار میدهند که در صورت هدف قرار گرفتن پایانههای صادراتی یا پالایشگاههای بزرگ، ظرفیت مازاد اوپک بهتنهایی پاسخگوی شوک نخواهد بود.
در چنین سناریویی، نگاهها به ائتلاف اوپکپلاس دوخته میشود. عربستان سعودی و امارات، به عنوان دارندگان اصلی ظرفیت مازاد، احتمالا برای مهار جهش قیمتها تحت فشار قرار خواهند گرفت. اما افزایش تولید، علاوه بر ملاحظات فنی، تصمیمی سیاسی است. ریاض در سالهای اخیر نشان داده که تمایل دارد قیمتها در سطوحی باقی بماند که منافع بودجهای این کشور را تامین کند. از سوی دیگر، اگر درگیری ابعاد منطقهای پیدا کند، حتی افزایش تولید عربستان نیز نمیتواند ریسک امنیتی تنگه هرمز را خنثی کند. در چنین حالتی، مساله اصلی نه میزان تولید، بلکه قابلیت انتقال امن نفت به بازارهای جهانی خواهد بود.
واکنش بازیگران بزرگ؛ آمریکا، چین و اروپا
ایالات متحده، به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان، درکوتاهمدت میتواند بخشی از خلأ عرضه را از طریق افزایش صادرات شیل جبران کند. با این حال، زیرساختهای صادراتی آمریکا محدودیتهایی دارد و افزایش سریع تولید نیازمند زمان و سرمایهگذاری است. در عین حال، واشنگتن ممکن است برای آرامسازی بازار، به آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت متوسل شود؛ اقدامی که پیشتر در بحران اوکراین نیز تجربه شد. چین و کشورهای اروپایی، به عنوان واردکنندگان عمده انرژی، بیشترین آسیب را از جهش قیمتها خواهند دید. افزایش بهای نفت، بهویژه در شرایط شکننده اقتصاد جهانی، میتواند موج تازهای از تورم را رقم بزند و سیاستهای انقباضی بانکهای مرکزی را پیچیدهتر کند.
افزایش قیمت نفت تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. بهای بالاتر سوخت، هزینه حملونقل، تولید و مواد اولیه را افزایش میدهد و در نهایت به رشد سطح عمومی قیمتها منجر میشود. تجربه شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ نشان داد که ترکیب جنگ و جهش انرژی میتواند اقتصاد جهانی را وارد دورهای از «رکود تورمی» کند. اکنون نیز برخی اقتصاددانان هشدار میدهند که اگر درگیری اسرائیل و ایران و آمریکا به جنگی طولانیمدت تبدیل شود، رشد اقتصادی جهان بهطور محسوسی کاهش خواهد یافت. بازارهای سهام ممکن است تحت فشار قرار گیرند، در حالی که داراییهای امن مانند طلا و دلار تقویت شوند.
سناریوهای پیشرو
آینده قیمتها بهشدت و دامنه درگیری بستگی دارد. سه سناریوی اصلی قابل تصور است:
۱. درگیری محدود و کوتاهمدت: در این حالت، جهش اولیه قیمتها پس از چند روز فروکش میکند و بخشی از حق بیمه ریسک تخلیه میشود.
۲. گسترش منطقهای بدون انسداد هرمز: قیمتها در سطوح بالا تثبیت میشوند و دامنه نوسان افزایش مییابد.
۳. اختلال جدی در تنگه هرمز یا زیرساختهای کلیدی: نفت میتواند به سرعت وارد کانالهای قیمتی بسیار بالاتر شود و رکوردهای جدیدی ثبت کند.
با توجه بهشدت و دامنه درگیریها، احتمال میرود بازار ترکیبی از سناریوی دوم و سوم را در نظر گرفته باشد و به همین دلیل باید منتظر نوسانات شدیدی در بهای طلای سیاه بود.
واقعیت این است که در لحظات بحرانی، نفت بیش از هر کالای دیگری به ابزار سیاست تبدیل میشود. حمله اسرائیل به تهران، صرفاً یک رویداد نظامی نیست؛ این رخداد، معادلات انرژی، بودجه دولتها، تورم جهانی و حتی سیاستهای پولی را تحت تاثیر قرار میدهد. هر موشک شلیکشده، میتواند چند دلار به بهای هر بشکه نفت بیفزاید. در نهایت، آنچه مسیر آینده قیمتها را تعیین خواهد کرد، نه صرفاً میزان خسارات فیزیکی، بلکه تصمیمات سیاسی بازیگران اصلی است. اگر کانالهای دیپلماتیک فعال شوند و دامنه درگیری مهار شود، بازار بهتدریج به تعادل بازمیگردد. اما در صورت تشدید تنشها، طلای سیاه ممکن است وارد دورهای از جهشهای پیدرپی شود؛ جهشهایی که پیامدهای آن فراتر از بازار انرژی خواهد بود و اقتصاد جهانی را با آزمونی تازه روبهرو خواهد کرد.