واشنگتن چه برنامهای برای مهار نفوذ چینیها در هوش مصنوعی دارد؟
فناوری آمریکایی علیه کمونیستها
اوایل سال ۲۰۲۶ ایالاتمتحده از برنامهای رونمایی کرد که در نگاه اول شاید شبیه یک ابتکار توسعهای و انساندوستانه به نظر برسد، اما در واقع پرده از مرحلهای تازه در رقابت جهانی قدرت برمیدارد. سپاه هوش مصنوعی نام طرحی است که آمریکا با الهام از سپاه صلح راهاندازی کرده، اما اینبار نه برای آموزش یا بهداشت، بلکه برای گسترش هوش مصنوعی آمریکایی و مهار نفوذ فناورانه چین. در جهانی که هوش مصنوعی به زیرساخت تصمیمگیری، حکمرانی و حتی شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شده است، رقابت میان واشنگتن و پکن دیگر صرفا اقتصادی یا نظامی نیست؛ بلکه به نبردی بر سر الگوریتمها، دادهها و روایتها بدل شده است. ظهور مدلهای قدرتمند چینی مانند سیدنس برای آمریکا زنگ خطری جدی بود؛ هشداری که نشان میداد چین نهتنها مصرفکننده فناوری غربی نیست، بلکه میتواند قواعد بازی را تغییر دهد. در چنین فضایی سپاه هوش مصنوعی تلاشی است برای بازپسگیری ابتکار عمل؛ طرحی که در ظاهر انتقال فناوری را هدف میگیرد، اما در لایهای عمیقتر به دنبال تثبیت نفوذ سیاسی، ایدئولوژیک و فناورانه آمریکا در نظم جهانی آینده است.
زمینههای شکلگیری ارتش هوش مصنوعی
اوایل سال ۲۰۲۶ دولت ایالاتمتحده از برنامهای تازه با نام سپاه هوش مصنوعی رونمایی کرد؛ ابتکاری که در ظاهر یادآور سپاه صلح است، اما اینبار نه با هدف توسعه انسانی کلاسیک، بلکه با ماموریتی کاملا فناورانه؛ یعنی گسترش هوش مصنوعی آمریکایی در جهان و مقابله با نفوذ فزاینده چین. این برنامه قرار است هزاران متخصص آمریکایی در حوزههای هوش مصنوعی، داده و فناوریهای دیجیتال را به کشورهای مختلف بهویژه کشورهای در حال توسعه اعزام کند تا به دولتها و نهادهای محلی در پیادهسازی، آموزش و بومیسازی سیستمهای هوش مصنوعی کمک کنند. اما سپاه هوش مصنوعی فقط یک پروژه انتقال دانش نیست؛ بلکه بخشی از یک راهبرد ژئوپلیتیک گستردهتر است که در دل رقابت فشرده آمریکا و چین بر سر آینده فناوری شکل گرفته است.
در سالهای اخیر چین با سرعتی چشمگیر در حال توسعه و صادرات فناوریهای هوش مصنوعی بوده است. از زیرساختهای دیجیتال گرفته تا مدلهای زبانی و مولد پکن تلاش کرده است تا حضور خود را در بازارهای نوظهور تثبیت کند؛ بازاری که هم از نظر جمعیتی و هم از نظر سیاسی برای آینده نظم جهانی اهمیت بالایی دارد. در همین فضا ایالاتمتحده به این جمعبندی رسید که اگر صرفا به برتری شرکتهای خصوصی خود تکیه کند ممکن است در این رقابت عقب بماند. بهویژه آنکه چین نهتنها فناوری را عرضه میکند، بلکه آن را در قالب بستههای ارزان، سریع و همراه با زیرساخت کامل ارائه میدهد. سپاه هوش مصنوعی پاسخی است به این وضعیت؛ پاسخی دولتی، سازمانیافته و هدفمند.
یکی از نقاط عطف مهم در این مسیر، ظهور مدلهای پیشرفته چینی مانند سیدنس بود. سیدنس بهویژه در حوزه تولید تصویر و محتوای مولد نشان داد که چین دیگر صرفا تقلیدکننده نیست، بلکه در برخی حوزهها میتواند از مدلهای آمریکایی هم پیشی بگیرد. این موضوع در واشنگتن صرفا بهعنوان یک موفقیت فنی دیده نشد، بلکه بهمثابه یک هشدار استراتژیک تلقی شد. برای سالها آمریکا خود را رهبر بلامنازع هوش مصنوعی مولد میدانست. اما قدرتگیری مدلهایی مانند سیدنس این تصور را به چالش کشید و این نگرانی را به وجود آورد که اگر کشورهای مختلف بهسرعت به سمت استفاده از مدلهای چینی بروند، کنترل روایت و استانداردهای هوش مصنوعی از دست آمریکا خارج شود. سپاه هوش مصنوعی در چنین فضایی بهعنوان تلاشی برای بازپسگیری میدان پیش از آن که خیلی دیر شود شکل گرفت.
فناوری خنثی یا ابزار ایدئولوژیک؟
یکی از محورهای کلیدی در روایت آمریکا مساله سوگیری ایدئولوژیک هوش مصنوعی چینی است. دولت آمریکا و بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند که مدلهای هوش مصنوعی توسعهیافته در چین در بستری آموزش دیدهاند که بهشدت تحت تاثیر سانسور، کنترل اطلاعات و ارزشهای حزب کمونیست چین است. این سوگیری فقط به حذف یا محدودسازی برخی موضوعات سیاسی ختم نمیشود؛ بلکه در سطح عمیقتر به نحوه تعریف واقعیت، روایت تاریخ، اولویتدهی به ثبات سیاسی و حتی نوع پاسخگویی سیستمها بازمیگردد. از این منظر چین در حال پرورش هوش مصنوعی است که با منطق کمونیستی و اقتدارگرایانه سازگار شده؛ هوش مصنوعی که نهفقط ابزار فناوری، بلکه حامل یک جهانبینی خاص است. نگرانی آمریکا این است که با گسترش این مدلها در کشورهای دیگر این سوگیریها نیز بهطور غیرمستقیم صادر شود و هوش مصنوعی به ابزاری برای نفوذ نرم سیاسی بدل شود.
صادرات فناوری یا صادرات ارزشها؟
در پاسخ به این وضعیت ارتش هوش مصنوعی خود را بهعنوان جایگزینی قابل اعتماد معرفی میکند. روایت رسمی آمریکا بر این نکات تاکید دارد که هوش مصنوعی آمریکایی شفافتر و قابل حسابرسیتر است، با اصول آزادی بیان و بازار آزاد همخوانی دارد و به کشورها کمک میکند بدون وابستگی سیاسی به فناوری پیشرفته دسترسی پیدا کنند. اما در لایهای عمیقتر سپاه هوش مصنوعی تلاشی است برای جلوگیری از قفلشدن کشورها در اکوسیستم فناوری چین. تجربه نشان داده زمانی که زیرساخت داده، آموزش نیروی انسانی و سیستمهای تصمیمیار یک کشور بر پایه فناوری یک قدرت خارجی بنا شود، خروج از آن مسیر بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود. از اینرو ارتش هوش مصنوعی نهفقط ابزار توسعه، بلکه ابزار پیشگیری ژئوپلیتیک است.
هند؛ میدان اصلی رقابت
در میان کشورهای هدف، هند جایگاهی ویژه دارد. همکاریهای گسترده آمریکا و هند در حوزه هوش مصنوعی که در نشستهای اخیر نیز برجسته شد نشان میدهد که واشنگتن هند را یکی از بازیگران کلیدی در موازنه قدرت با چین میداند. برای هند این همکاری فرصتی برای رشد فناورانه و تقویت جایگاه جهانی است. اما همزمان این پرسش مطرح میشود که آیا خودمختاری فناوری وعدهدادهشده، در عمل به وابستگی به پشته آمریکایی منجر نخواهد شد یا نه. این دوگانه دقیقا همان نقطهای است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه با آن مواجهاند. «پشته هوش مصنوعی آمریکایی» به یک اکوسیستم استراتژیک و عمودی یکپارچه از سختافزار، نرمافزار و خدمات اشاره دارد که برای حفظ رهبری ایالاتمتحده در هوش مصنوعی با ترکیب مدلهای بنیادی، زیرساختهای تخصصی و استانداردهای نظارتی طراحی شده است.
در این شرایط سپاه هوش مصنوعی نشانهای روشن از این واقعیت است که جهان وارد مرحلهای جدید از رقابت قدرتها شده است؛ مرحلهای که در آن هوش مصنوعی دیگر فقط ابزار نوآوری نیست، بلکه سلاحی نرم در نبرد ایدئولوژیها، روایتها و نفوذ جهانی است. چین با مدلهایی قدرتمند و جهتدار در حال گسترش نفوذ خود است. آمریکا نیز پس از شوکهایی مانند ظهور سیدنس با ابزارهایی مانند سپاه هوش مصنوعی تلاش میکند ابتکار عمل را حفظ کند. در این میان کشورهای دیگر نه تماشاگر، بلکه میدان این رقابتاند؛ رقابتی که آینده آن نهفقط مسیر فناوری، بلکه شکل نظم جهانی را نیز تعیین خواهد کرد.